محمد باقر سعيدى روشن

79

علوم قرآن ( فارسى )

همان گونه كه آيه شريفه گزارش مىدهد ، قرآن يعنى معجزه اصلى پيامبر ، معجزه‌اى عقلى - فرهنگى است كه مشروط بر حضور پيامبر نبوده جاودان در هميشه تاريخ ، و معرّف خويش است . خلاف ساير معجزات كه آثارشان با رفتن پيامبرانشان از بين مىرفت . بر اساس همين نكته است كه مشاهده مىكنيم تحدّىهاى قرآن جهتشان استدلال بر حقانيت و خدايى بودن خود قرآن است و نه نبوت ، هر چند اين دو لازم و ملزومند . افزون بر اينكه حقانيت قرآن مستلزم اثبات نبوت تمام انبياى پيشين است و سند اعتبار پيامبران گذشته نيز مىباشد . مفهوم اعجاز واژه معجزه از مصدر اعجاز ، مشتق از « عجز » مىباشد كه به معناى ناتوانى و نيز پايانه و انتهاى هر چيز است . « 1 » مفهوم اصلى در ماده اين واژه ، چيزى مقابل قدرت است . البته عجز داراى مراتب و مصاديق گوناگون است ، همانطور كه قدرت نيز چنين است . واژه ياد شده كه 26 بار در قرآن آمده در همين مفهوم لغوى معنا يافته است . « اعجاز » مصدر باب افعال به معناى ناتوان كردن ، به ناتوانى كشاندن و « معجز » اسم فاعل به معناى ناتوان كننده است : وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ . « 2 » وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ . « 3 » به همين معناست كه تمام موجودات ناتوانند كه بر خدا چيره گردند . « معاجزه » به معناى استمرار در عجز و ناتوانى است : وَ الَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ « 4 » ، يعنى پيوسته در حالى كه ناتوانند در ستيز با حق تلاش مىكنند . « عجوز » كه جمع آن عجائز و عجز است ، به معناى ضعف مفرط و فقدان نيروى

--> ( 1 ) مقائيس اللغة ، ابن فارس 4 / 232 . ( 2 ) توبه / 2 . ( 3 ) فاطر / 44 . ( 4 ) سبأ / 38 .