محمد باقر سعيدى روشن

43

علوم قرآن ( فارسى )

پذيرفته شده است كه قرآن از زبان مردى عربى و امّى در قرن شش ميلادى و در فاصلهء نسبتا طولانى ( بيست و سه سال متناوب ) جارى و ثبت شده است . اعتراف پيامبر اين نكته هم از نظر شخص حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و هم در خلال پيام وحى او مفروض گرفته شده است كه وحى قرآنى سخن و فكر پيامبر نيست ، همان سان كه در مورد ساير پيامبران نيز چنين است . چگونه ممكن است اين تغيير حالات و رفتار و پيدايى عقايد جديد كه در چهل سالگى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پيدا شده است ، محصول تفكر و تصميم تدريجى پيشين خود او باشد ، يا امرى ناگهانى و غير ارادى تلقى گردد . پيامبر در اين سن كه دوران كمال عقلانى يك انسان است ، خود را موضوع پديدهء خارق العاده‌اى مىيابد ، صدايى كه او را دعوت به خواندن مىكند : اقرء . ولى او مىداند كه امّى است و خواندن نمىداند . اما اين يك خواست روشن و صريح از سوى سپيد پوشى است كه سراسر افق را پر كرده است . به خانه مىآيد تا بيارامد ، امّا همان گوينده رهايش نمىكند : « برخيز و انذار كن ! » آيا خيال بر او غالب شده ؟ امّا او هرگز تحت تأثير خيالات و احساسات نزيسته است . او هميشه با خود و ديگران صادق و امين بوده است ، او راست گوست . اين شهادت دوست و دشمن نسبت به هميشهء زندگى اوست . « 1 » او نمىتواند خود را قانع كند كه اين پديده ، تظاهر خيال

--> سلسلهء پيامبران بنى اسرائيل و نزديك‌ترين پيامبر به زمان ظهور اسلام بوده است ، آن قدر تناقض و ترديد در شرح زندگى و پيام تاريخى او رخ نموده كه برخى را واداشته تا وجود او را افسانه‌اى بدانند ، نه تاريخى . و داستان كتاب انجيل او معلوم است ! ر . ك : الهدى الى دين المصطفى ، ج 1 ، جزء اوّل ، اظهار الحقّ ، ص 59 - 180 ، انجيل ، قرآن و علم . ( 1 ) - مشركان قريش به سرپرستى ابو سفيان ، به بارگاه هر قل پادشاه روم آمدند و در مورد پيامبر اكرم عليه السّلام به او شكوه كردند . او از ايشان پرسيد : آيا او را دروغگو مىدانيد ؟ ابو سفيان مىگفت : نه . پرسيد : آيا او را خيانتكار مىشماريد ؟ گفت : نه . . . ر . ك : سبل الهدى و الرشاد الى سيرة خير العباد ، عمر فرّوخ ، 11 / 354 .