سيد محمد على ايازى
170
مصحف امام على ( ع ) ( فارسى )
مىشود كه كتاب در همان اوان نزول قرآن و تعليم پيامبر بوده است . مثلا در روايت كمال الدين صدوق آمده است : « ما نزلت على رسول اللّه آية من القرآن إلا اقرأنيها و املاها علي فكتبتها بخطى و علمنى تأويلها و تفسيرها » . « 1 » از جمله فكتبتها بخطى كه با فاء عاطفه آمده استفاده مىشود كه هر گاه آيهاى نازل مىشد ، پيامبر براى حضرت مىخواند و آن حضرت هم بلافاصله يادداشت مىكرد و تأويل و تفسير آن را پيامبر به حضرت تعليم مىداد ، اما در ذيل روايت عبارتى است كه جمله فوق را به جهت ديگرى سوق مىدهد : « فما نسيت آية من كتاب اللّه و لا علما املاه علي » زيرا وقتى حضرت مىفرمايد : من آيهاى از كتاب و علمى را كه پيامبر بر من املا كرد فراموش نكردم ، دست كم دلالت دارد كه مسئله نوشتن در همان زمان املا انجام نگرفته و الّا شبهه فراموش كردن و اسقاط قسمتى مطرح نمىشد . باز از برخى روايات ديگر استفاده مىشود كه فاصلهاى ميان املا و كتابت بوده است ، چون حضرت روزى به پيامبر عرض مىكند : اى پيامبر خدا از زمانى كه شما از خدا خواستى كه آنچه را به من آموختى فراموش نكنم ، چيزى را فراموش نكردم ، پس چرا آن را بر من املا مىكنى و به نوشتن آن فرمانم مىدهى ؟ آيا بر من بيم دارى كه فراموش كنم ؟ حضرت - طبق اين نقل - مىفرمايد : اى برادر ، من بر تو بيم ندارم كه فراموش كنى و نادان باشى ، بلكه خدا به من خبرداد كه دعايم را درباره تو مستجاب ساخته است ، و لكن دستور رسيده تا براى مردم بنويسى . « 2 » از اين روايت استفاده مىشود كه نوشتن در عهد پيامبر مطرح بوده ، و هدف آن از آغاز براى استفاده ديگران بوده نه اينكه حضرت براى فراموش
--> ( 1 ) - كمال الدين ، ج 1 / 401 ، مجلسى ، بحار الانوار ، ج 89 / 99 . ( 2 ) - مجلسى ، بحار الانوار ، ج 36 / 275 به نقل از غيبت نعمانى / 36 و 37 .