سيد محمد على ايازى
117
مصحف امام على ( ع ) ( فارسى )
در آغاز بايد روشن شود منظور از ذكر تأويل چيست ، بويژه آنكه اين تأويل در برابر تنزيل آمده ، در ثانى بيان تأويل چه خصوصيتى را براى كتاب بوجود مىآورد كه حضرت عنايت دارد به آن اشاره كند . تأويل در معناى رجوع به اصل و ابتداى امر و آنچه كلام به آن بازگشت دارد معنا شده است . « 1 » تأويل كلام به معناى بيان عاقبت و سرانجام كلام هم آمده است . از اين باب آمده : هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ . « 2 » يعنى سرانجام كتاب و پيام خدا در هنگامى كه برانگيخته مىشوند را در مىيابند . ابن اثير ( م 606 ) در كتاب النهايه ، پس از ذكر معناى رجوع براى ماده تأويل ( اوّل ) مىنويسد : مراد از تأويل برگرداندن ظاهر لفظ از معناى اصلى است به معنايى كه دليلى بر آن قائم است ، كه اگر آن دليل نباشد ، نبايد از معناى ظاهرى لفظ دست كشيد . « 3 » در حالى كه اين برگرداندن ظاهر لفظ و بر خلاف ظاهر معنا كردن ، سرانجام كلام مىتواند باشد . اوّل را هم اوّل مىگويند چون آغازگر اعداد و شروع كننده و پيشگام آنهاست . و چون مصداق و ريشه و عينيت بخش كلام است ، تأويل مىگويند ، به همين دليل فرق ميان تفسير و تأويل آنست كه تفسير بحث از مدلول لفظ و اقتضاى ظاهر تعبير است . ( از نظر ادبيات ، لوازم كلام ، دلالت عقلى ) . اما تأويل تعيين مرجع لفظ و مشخص كردن مراد واقعى و مقصود نهايى است ، به همين دليل گاه مراد نهايى بر مردم پنهان مىماند و از ظاهر لفظ نمىتوان آن را به دست آورد ، آنچنان كه خداوند
--> ( 1 ) - راغب اصفهانى ، مفردات قرآن / 99 ، ماده اوّل ، تحقيق صفوان عدنان داودى ، بيروت ، دار الشامية . ( 2 ) - سوره اعراف ، آيه 53 . ( 3 ) - ابن اثير ، مبارك بن محمد ، النهاية فى غريب الحديث ، ج 1 / 80 ، بيروت ، المكتبة العلمية ، تحقيق طاهر احمد الزاوى .