سيد محمد على ايازى

89

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

است و كار گسترده حضرت را مشتمل بر تفسير و تأويل و توضيح احكام و ناسخ و منسوخ و شأن نزول و انطباق بر موضوعات و اشخاص دانسته‌اند . بدين جهت نمىتوان ترتيب اين كتاب را دليلى بر غير توقيفى بودن ترتيب سوره‌ها دانست ، و آن را قرآنى دانست كه بر ترتيب نزول تأليف يافته است . حضرت با تأليف اين كتاب ، قصد ارائه نيازهاى آيندهء جامعه مسلمانان را داشته‌اند كه متأسفانه از دسترس بدور مانده است . شبيه اين كار را برخى از مفسرين متأخر انجام داده‌اند ، مانند كارى كه عبد القادر ملاحويش آل غازى در تفسير بيان المعانى و محمد عزت دروزه در تفسير الحديث انجام داده و تفسير قرآن را بر ترتيب نزول سامان داده‌اند و به طور صريح ، روش خود را برگرفته از كار حضرت دانسته‌اند . « 1 » اين روش ، فوايد بسيارى نيز دارد كه صاحب تفسير بيان المعانى در آغاز تفسير به آن اشاره مىكند . شايد مهمترين فايده آن بهره‌گيرىهاى تاريخى در جهت شناخت سيرهء پيامبر از قرآن و درك موقعيت نزول آيات بوده باشد . شاهد ديگر ، به رسميت شناختن مصحف « امام » توسط امير مؤمنان است ، سيد بن طاووس در سعد السعود مىگويد : « قرآن را زيد بن ثابت در زمان ابو بكر جمع نمود و در اين امر ابىّ بن كعب و عبد اللّه بن مسعود . . . با او مخالفت كردند ، آن گاه عثمان برگشته و قرآن را به رأى و عقيده امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام در مصحف جمع نمود . . . . » علامه حلى نيز نقل مىكند كه عثمان قرآن را به امضاى على رسانده است . روشن‌تر از اين ، رواياتى است كه سويد بن غفله كه از اصحاب امير مؤمنان است ، نقل مىكند . اين روايات ، هم در منابع روايى تشيع

--> ( 1 ) دربارهء آشنايى با اين دو تفسير و روش و تأثير از ترتيب نزول ، به كتاب اين نويسنده : المفسرون حياتهم و منهجهم صفحات 218 و 485 مراجعه كنيد .