سيد محمد على ايازى

86

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

تأليفى جديد در تفسير قرآن باشد . شاهد بر مطلب ، اين است كه در خبرها آمده كه حضرت آن گاه كه كار خود را تمام كرد آن‌ها را كه به اندازه بار شترى بود به مسجد آورد . اگر اين كار واقعا مصحف بود ، نمىبايست آن چنان بزرگ باشد . پس بايد افزون بر قرآن ، همان تفسير و تأويل آيات باشد . 2 - ممكن است گفته شود آن چه در تاريخ آمده ، تعبير « مصحف على » است و مصحف به معناى قرآن است ، چگونه از اين مصحف به عنوان كتابى مستقل مشتمل بر تفسير ياد مىكنيد ؟ در جواب بايد به اين نكته توجه داشت كه تعبير مصحف ، از آغاز به معناى قرآن نبود ، زيرا همان طورى كه از لغت و بكارگيرى اين كلمه در آن زمان استفاده مىشود ، به معناى كتاب است و بعدها تدريجا اين نام اختصاصا براى قرآن به كار رفته است . خليل بن احمد فراهيدى در كتاب العين مىنويسد : « مصحف را بدان جهت مصحف مىگويند كه جامع نوشته‌هاى ميان دو جلد است . » « 1 » در آغاز به قرآن مصحف گفتند چون اسم مجموعه‌اى از صفحات نوشته شدهء پيوسته بوده است كه معمولا با نخ دوخته مىشده و يا در جلدى قرار مىگرفت . « 2 » بنابراين لازم نيست كه مصحف حتما به معناى قرآن باشد تا اگر گفته شد « مصحف على » ، ذهن‌ها به قرآن على ( ع ) تبادر كند . شاهد بر اين معنا بكارگيرى اين كلمه در كتاب‌هاى غير قرآنى است و نمونه آن مصحف فاطمه ( س ) است كه قطعا غير قرآن بوده است و در روايات فريقين خصوصيات آن آمده است . « 3 » مرحوم بلاغى مىگويد : چنان كه از روايات

--> ( 1 ) خليل بن احمد ، العين ، ج 3 / 120 . ( 2 ) مجلسى ، بحار الانوار ، ج 89 / 52 . ( 3 ) كلينى ، اصول كافى ، ج 1 / 240 ، حديث 3 و 2415 ؛ خطيب بغدادى ، تقييد العلم / 89 ، دمشق ، 1945 م .