سيد محمد على ايازى

66

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

نيازى به اين توجيهات بدون دليل نيست . اكنون بنگريم به گفتار جناب آقاى معرفت كه در جهت عدم پذيرش جمع و ترتيب قرآن در زمان پيامبر ، به توجيه و تصرف در معناى جمع در روايات : « جمعوا القرآن على عهده ستة او اربعة » دست زده است . ايشان در پاسخ آية اللّه خويى ( ره ) مىنويسند : « اينكه در حديث رسيده كه شش نفر يا چهار نفر قرآن را در عهد پيامبر گردآورى كردند ، معنايش اين است كه آن‌ها قرآن را در سينه خود حفظ كردند . آياتى كه تا آن زمان نازل شده بود از حفظ كردند ، اما اينكه دلالت داشته باشد آنان نظمى ميان سوره‌هاى قرآن دادند ، چنين چيزى استفاده نمىشود . » « 1 » ايشان كه تمام همتشان درست كردن روايات جمع قرآن پس از پيامبر است ، ناچار شده‌اند اين چنين در معناى واژه « جمع » تصرف كنند . در صورتى كه تاريخ صراحت دارد كه در ميان شهر مدينهء 60000 نفرى زمان پيامبر « 2 » ، گروه بسيارى ، حافظ تمام قرآن بودند ؛ گروهى براى خود قرآن داشتند و گروهى يك يا چند سوره را نوشته و نگهدارى مىكردند . مسأله حفظ در ميان اعراب جاهليت امرى بسيار طبيعى بوده است . آنان به شعر و انساب و محفوظات قبايلى خود توجه شايان داشتند . چگونه مىشود ، مسلمانانى كه تا بدان پايه علاقمند به قرآن بودند كه گاه در نماز صبح خود چندين سوره بزرگ قرآن را از حفظ مىخواندند و يا در ماه رمضان در نوافل صدگانه ، تمام قرآن را تقسيم به ركوع‌ها كرده بودند و در هر ركعت قسمتى را مىخواندند تا در ماه رمضان چند ختم قرآن تمام شود ، بگوئيم اين روايت

--> ( 1 ) معرفت ، محمد هادى ، التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 / 285 . ( 2 ) كتانى ، التراتيب الادارية ، ج 2 / 407 ، بيروت ، دار الكتاب العربى ، 1347 ق ، افست از چاپ مغرب .