سيد محمد على ايازى
49
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
روايات ديگرى هم هست كه در تناقض با اخبار پيشين ، از ديگران به همين صفت ياد كرده و در نتيجه ، ابو بكر را نخستين جامع به حساب نمىآورد . از جمله سجستانى در المصاحف نقل مىكند : « عمر آيهاى را از كتاب خدا پرسيد به او گفته شد كه با فلانى بوده كه در روز يمامه كشته شد . گفت : انا لله ، و امر كرد به جمع قرآن و او نخستين كسى بود كه قرآن را در مصحفى جمع كرد . » « 1 » در روايت ديگر ، ابو اسحاق نقل مىكند كه قرآن در خلافت عمر جمعآورى شد و همو بود كه قرآنها را به شهرها فرستاد . « 2 » اندكى كه جلوتر مىرويم اين تناقض حادتر مىشود و قائلان به جمع قرآن پس از پيامبر را بيشتر آشفته مىكند چون ابن شهاب از انس بن مالك در روايتى داستان حذيفه را نقل مىكند و در نهايت مىگويد كه جمع آورى قرآن در دوران خلافت عثمان صورت گرفته است . « 3 » اين جاست كه هر كس به گونهاى اين خبر را توجيه مىكند . گذشته از توجيهات ، نفس اين خبرها بيانگر اين واقعيت است كه مسأله گردآورى قرآن نه به عنوان حادثه تاريخى ، بلكه وسيلهء تبليغاتى و بهرهگيرىهاى مذهبى و سياسى بوده است . اين تناقضات تنها دربارهء نام گردآورندگان نيست ، بلكه متن هر يك با ديگرى سازگارى ندارد . روايت نخست حاكى از آن بود كه عمر از ابوبكر
--> ( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 204 . ( 2 ) على المتقى الهندى ، كنز العمال ، ج 1 / 578 . گر چه در اين خبر نشان نمىدهد كه مربوط به چه زمانى است اما چون نام سعيد بن عاص به عنوان همكار زيد برده مىشود ، نمىتواند در هنگام دولت ابو بكر باشد ، چون سعيد متولد سال اول هجرى است و فردى سيزده ساله نمىتواند به عنوان فصيحترين مرد عرب باشد ، يا بايد گفت اين داستان مربوط به زمان حكومت عمر و يا عثمان است كه برخى نيز چنين گفتهاند . در هر صورت اين روايت از اعتماد برخوردار نيست ( تاريخ قرآن راميار / 399 ) . ( 3 ) صحيح بخارى ، ج 3 / 247 .