سيد محمد على ايازى
31
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
دوبار با من تكرار كرد و اين نيست مگر نزديكى اجلم . » « 1 » از اين روايات هم استفاده مىشود كه خواندن قرآن بر اساس نظم و ترتيبى و مبدء و منتهايى بوده و تكرار كردن جبرائيل هم پراكنده و بدون ترتيب و سياق نبوده است و در نظر حضرت فاطمه ( س ) و روايانى كه اين حديث را شنيدهاند ، اشاره به كتابى معهود و با جمع و تنسيق مشخص بوده است . بر خلاف تصور كسانى كه گمان مىكنند چون در حيات پيامبر هر لحظه احتمال مىرفت كه آيه يا سورهء جديدى نازل شود ، بنابراين پيامبر تأليف قطعى نمىكردند ، امّا مشخص كردن جبرائيل و دو بار نزول در سال آخر ، اين حقيقت را روشن مىكند كه براى پيامبر و جبرائيل همواره ممكن بوده است تا خصوصيات و نظم كتاب را معين كنند . عمده گمانى كه بر نامرتبى قرآن در عصر نبوى مىرود از ناحيه روايات جمع در عهد خلفا است و اگر آن روايات نباشد به طور طبيعى اين رواياتى كه ياد كرديم ، دلالت بر تأليف قرآن در عصر نبوى دارد . دليل پنجم رواياتى در مجامع فريقين از پيامبر نقل شده كه قرآن بر چهار مجموعه تقسيم گرديده ، چهار مجموعهاى كه هم اكنون در ترتيب مصحف رعايت شده است . اين حديث از طريق شيعه توسط على بن ابراهيم و در اهل سنت توسط احمد بن حنبل و جمعى ديگر نقل شده است . « 2 » مفاد اين حديث چنين است :
--> ( 1 ) ابن سعد ، طبقات الكبرى ، ج 2 / 248 ، دار صادر ؛ صحيح بخارى ، ج 3 / 247 ، بيروت ، دار المعرفة ، كنز العمال ، ج 2 / 510 . ( 2 ) كلينى ، محمد بن يعقوب ، اصول كافى ، ج 1 / 601 ، دار الكتب الاسلامية ، تصحيح و تحقيق على اكبر غفارى ؛ سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 201 و 220 ، تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ؛ كنز العمال ، ج 1 / 572 . مرعشلى در البرهان ، ج 1 / 341 ، مصادر اين حديث را استخراج كرده است .