شادى نفيسى
86
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
مجامع متعددى در شهرهاى مختلف تشكيل گرديد . اين مراكز را دينداران دردمندى پايه ريختند كه از نيازهاى عصر خويش آگاه بودند و با شجاعت ، ايمان ، عقل و علم به ميدان آمده بودند تا از دين و مرام خويش پاسدارى كنند . تعداد اين مراكز بسيار زياد است . ما براى نمونه به تعدادى از آنها و اهدافشان اشاره مىكنيم تا نشان دهيم كه چگونه دانش و معرفت جديد به تحول ، جنبش و پويايى معرفت دينى انجاميد . مجمع علمى اسلامشناسى ، كه زير نظر شهيد مفتح اداره مىشد هدف خود را چنين توضيح مىدهد : همانطور كه بر همه روشن است يكى از عوامل مهم جلوگير پيشرفت اسلام در دنياى تشنهء امروز همان وجود پارهاى موهومات و خرافات [ است ] كه متأسفانه به مارك دينى و قيافهء اسلامى درآمده است و چون ابرهاى تيره و تار جلو درخشندگى نور اسلام را گرفته است . و چه بسيار مسائلى كه به شكلى عالى و حقيقى در اسلام مطرح بوده است ولى با گذشت زمان ، اوهام بشرى چهرهء آنها را تغيير داده است و به صورت خرافى درآورده است . لذا يك مسلمان علاقهمند و وظيفهشناس ، امروز بايد در دو جبهه مبارزه كند : در يك جبهه با دشمنان مستقيم اسلام و در جبههء ديگر با خرافات و خرافهپرستان و دشمنان غير مستقيم . . . « 1 » در مقدمهء نشريهء مكتب تشيع انگيزهء تدوين اين سالنامه ، چنين تبيين شده است : . . . با ازدياد شعب علوم ، تحقيقات و بحثهاى تازهاى پيدا شد . حس كنجكاوى و تحول فكرى و آميزش افكار و مذاهب ، سؤالات و شبهاتى را پيش آورد و اين شبهات با وسايل تبليغاتى قوى و زرق و برق ظاهرى ، همه جا جلوه و نفوذ كرد . . . مستشرقان هم دربارهء اسلام كتابها و رسائلى نوشتند . قضاوتهاى آنان نيز مستند به مدارك صحيح شيعه نبود . در نتيجه ، حقايق اسلام به دنيا معرفى نشد و بسيارى از خرافات ملى و بدعتهاى فرق و مذاهب را منتسب به اسلام دانستند و سيل اعتراضات و اشكالات به سوى ملت اسلام روانه گشت و حقيقت اين آيين مقدس مخفى ماند . . . . و اينك ما در چنين محيطى زندگى مىكنيم ، محيطى كه در آن انواع شبهات ، انحرافات ، مفاسد اخلاقى ، هرج و مرجهاى طبقاتى و تشكيلاتى ، فاصلهء بين
--> ( 1 ) . محمد مصطفوى كرمانى ، دعا عامل پيشرفت يا ركود ، ص 3 و 4 .