شادى نفيسى
67
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
ميان مفسران و محدثان به بررسى جدى حديث انجاميد و در اين رهگذر ، اقدامات مختلفى صورت گرفت : « 1 » الف ) اثبات اصالت حديث و انتساب آن به معصوم ، از طريق ضبط شفاهى و در مواردى كتابت . از اين ميان مىتوان آثار كسانى را همچون مصطفى سبّاعى با عنوان السنّة و مكانتها فى التشريع الاسلامى و محمود طحان و نيز حجية السنة از عبد الغنى عبد الخالق را نام برد . ب ) راويان حديث مورد جرح و تعديل قرار گرفتند . اين اقدامى بىسابقه به شمار مىآمد . در دهههاى پيشين ، به ويژه دهههاى آغازين ، چندان معمول نبود كه راويان حديث به محكّ نقد زده شوند ، خصوصا در آن جا كه نام صحابى به ميان مىآمد ؛ چرا كه وثاقت اصحاب ، باورى ديرپا و جا افتاده در بين اهل سنت بود . به عنوان نمونه ، « انكار احاديث ابو هريره ، صحابى عالى مقام و محترم » ! بر اهل سنت بسيار سخت آمد . « 2 » زدودن اسرائيليات ، « 3 » كه شاخهاى از احاديث مجهول به حساب مىآيند ، از تفسير ، كوششى ديگر بدين منظور بود . « 4 » ج ) بازنگرى در احاديث از نظر متن ، تلاش ديگرى بود تا ساحت آن را از تناقض با قرآن بپيرايد . كثرت تأليفات در اين زمينه به رغم تفاوت در نگرشها و نظرگاههايشان ، همه و همه ، تلاشى بود در دفاع از حديث و زدودن غبار كاستىها از دامن اسلام . كتاب اضواء على السنة المحمدية به قلم محمد ابو ريه نمونهاى از اين دست است . بر اين پيامدها بايد مورد ديگرى را هم افزود و آن تفكيك تاريخ اسلام از تاريخ مسلمانان است تا بدين سان دامان اسلام از كاستىها و كژىهاى عملكرد مسلمانان
--> ( 1 ) . همان ، ص 820 و 821 . ( 2 ) . فهد بن عبد الرحمن بن سليمان الرومى ، منهج المدرسة العقلية الحديثة فى التفسير ، ص 316 ، 321 ، 322 ، 723 - 752 . ( 3 ) . براى آشنايى با روش قدما در برخورد با اسرائيليات ، ر . ك : همان ، ص 313 - 316 . ( 4 ) . همان ، ص 317 - 321 . صلاح عبد الفتاح الخالدى ، فى ظلال القرآن دراسة و تقويم ، ج 2 ( المنهج الحركى فى ظلال القرآن ) ، ص 408 - 410 ؛ على الاوسى ، روش علامه طباطبائى در تفسير الميزان ، ص 239 - 245 ؛ محمد رشيد رضا ، تفسير المنار ، التفسير للقرآن الحكيم ، ج 1 ، ص 279 ؛ ج 8 ، ص 257 - 355 . اين احتياط آن قدر شديد است كه حتى در مواردى كه دقيقا هم مشخص نيست ، رواياتى را شبيه اسرائيليات خوانده ، نقد مىنمايد . ر . ك : سيد قطب ، فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1397 ؛ و نيز محمد حسين طباطبائى ، الميزان فى تفسير القرآن ، ج 35 ، ص 24 .