شادى نفيسى

63

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

« محمد صلّى اللّه عليه و آله نتوانست نصرانيت را درك كند و از همين جهت بود كه صورت تحريف شده‌اى از مسيحيت را به نام دين خود براى عرب آورد . » « 1 » مستشرقى ، هدف از طرح اين ديدگاه را چنين توضيح مىدهد : بايد كتاب مسلمانان را استخدام كنيم ؛ زيرا بهترين سلاح عليه اسلام است و به وسيلهء آن مىتوانيم ريشهء اسلام را از بيخ برآوريم . ما بايد به مسلمانان بفهمانيم كه مطالب صحيح قرآن مطلب تازه‌اى نيست و مطالب جديد آن صحيح نيست . « 1 » الشعر الجاهلى ، نوشتهء طه حسين ، ترجمانى از همين نگرش است . او مىگويد : اگر مايل به مطالعهء زندگى دوران جاهليت هستى براى اين كار به امرئ القيس و نابغه مراجعه نكن ؛ چرا كه من در صحت آن چه به آنها نسبت داده شده ، مطمئن نيستم . راه ديگرى را پيش بگير و در متنى به مطالعهء آن بپرداز كه در صحت آن هيچ ترديدى وجود ندارد . براى مطالعهء آن به قرآن مراجعه كن كه قرآن گوياترين آيينهء دوران جاهليت است . « 3 » همو در جاى ديگر مىنويسد : آسان ، بلكه ممكن نيست كه بپذيريم تمام قرآن براى اعراب جديد بوده است كه اگر چنين مىبود نه آن را مىفهميدند ، نه درك مىكردند و نه گروهى ايمان مىآوردند و نه گروهى ديگر به مقابله و مناقشه با آن مىپرداختند . « 4 » ساده‌انديشان بعدها چنين سخنانى را پذيرفتند و كتاب‌هاى مختلفى دربارهء بازتاب جامعهء آن روز عرب در قرآن نوشته شد بىآن كه به نتيجهء آن ، يعنى « بشرى بودن قرآن » ملتزم باشند . 2 . آنان وثاقت نص قرآن را زير سؤال بردند و مستندشان چيزى جز برخى مندرجات منابع اسلامى نبود . آنان به رواياتى كه بر وقوع تحريف و زيادى و كمى در آيات قرآن ، دلالت دارند و نيز رواياتى از اهل سنت كه از وجود منسوخ التلاوة حكايت مىكنند ، استفاده مىنمودند . « 5 » بحث‌هاى مستشرقان نشان داد كه چگونه يك چنين مستمسك‌هايى ، كه در ميان شيعه

--> ( 1 ) مصطفى خالدى و عمر فرّوخ ، التبشير و الاستعمار فى البلاد العربية ، ص 40 . ( 3 ) . محمد البهى ، الفكر الاسلامى الحديث وصلته بالاستعمار الغربى ، ص 241 . ( 4 ) . همان ، ص 236 . ( 5 ) . عمر بن ابراهيم رضوانه ، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره ، ص 407 - 428 .