شادى نفيسى

49

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

دانستم كه تغيير ايران به صورت اروپا كوششى بىفايده است ؛ از اين رو فكر شرقى مادى را در « لفافهء دين » عرضه داشتم تا هموطنانم آن معانى را نيك دريابند . . . . « 1 » و در جاى ديگر مىگويد : ما دريافتيم همان عقايدى كه توسط نمايندگان شما از اروپا مىآيد و به هيچ وجه قبول نمىشد ، وقتى ثابت مىشد كه در اسلام هم هست فورا با خوشحالى پذيرفته مىشود . بنا بر اين ، اصلاحات پيشنهادى ناگزير مىبايست تنها موافق با اسلام معرفى شود ، بلكه در واقع اسلام آنها را مقرر كرده باشد . براى تأييد اصلاحات ، همكارى علما ضرورت داشت . « 2 » بر خلاف اين عده ، ميرزاى نائينى دغدغهء دين داشت و تكليف دينى ، او را واداشته بود كه در اين راه قدم بگذارد . او مىنويسد : گروهى از مردم به نام مذهب ، ضد آزادى خدا داده ، برابرى و ديگر حقوق ملى و مذهبى ، برخاسته ، از رژيم استبدادى پشتيبانى كردند . آنان با همكارى با حكام ستمكار ايران ، اعمال ضحاك و چنگيز را تكرار كردند ، ولى آن اعمال را ديندارىاش خواندند . وى بر اين باور بود كه در چنين شرايطى سكوت ، خلاف تكليف ، بلكه مساعدت و اعانتى براى ظلم است . « 3 » 2 . موقعيت برجستهء دينى نويسندهء تنبيه الامة ، « 4 » اين كتاب را از ديگر نوشته‌هاى روحانيان « 5 » در طرفدارى از مشروطيت ممتاز مىسازد . 3 . روش منضبط بحث و نيز موضوعات مهمى كه كتاب به آن پرداخته ، ويژگى ديگر آن به شمار مىآيد . « 6 » او همچون بسيارى از متفكران اين قرن ، ريشهء همهء بدبختىهايى را كه گريبانگير

--> ( 1 ) . رسول جعفريان ، ذهنيت غربى در تاريخ معاصر ما ، ص 54 . ( 2 ) . حامد الگار ، دين و دولت در ايران ، ص 265 . ( 3 ) . عبد الهادى حائرى ، تشيع و مشروطيت در ايران ، ص 126 . ( 4 ) . همان ، ص 83 و 84 . ( 5 ) . همو ، ايران و جهان اسلام ، ص 217 . ( 6 ) . همو ، تشيع و مشروطيت در ايران ، ص 126 ؛ حامد الگار ، سلسلهء پهلوى و نيروهاى مذهبى ، ص 270 ؛ حميد عنايت ، انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 287 .