شادى نفيسى

46

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

ما ( علما ) مشروطيت را كه خودمان نديده بوديم ولى آن چه شنيده بوديم و آنهايى كه ممالك مشروطه را ديده بودند به ما گفتند . « 1 » از جملهء امورى كه در ايجاد اين شناخت و آگاهى نوين و بالا بردن درك اجتماعى - سياسى نقشى مؤثر داشتند مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد : - مسافرت به خارج : پيش از اين ( در صفحه‌هاى 30 - 33 ) در اين باره سخن گفتيم كه مسافرت به خارج چه در قالب اعزام دانشجو و چه با هدفى سياسى يا به قصد تجارت ، تجربه‌اى مستقيم و مشاهده‌اى بىواسطه از تمدن و فرهنگ غرب و دستاوردهاى علم و دانش جديد در تمامى ابعاد اجتماعى - سياسى و علمى را فراهم ساخت . برخى از اين افراد با نوشتن سفرنامه‌هايى تجربه‌هاى خود را باز گفتند و عده‌اى ديگر ، به ويژه دانشجويان كه پست‌هاى مملكتى در انتظار آنان بود و سياستمدارانى كه صاحب نفوذ و قدرت بودند اين آموخته‌هاى خود را در عمل ارائه دادند . - مؤسسه‌هاى فرهنگى كه آموزش‌هاى نوينى را به اقتباس از غرب تعليم مىدادند . مدارس ميسيونرى و مدرسهء دار الفنون از اين جمله‌اند . « 2 » - مطبوعات را بايد فراگيرترين وسيلهء ارتباطى و انتقال دانش و معلومات دانست كه بر خلاف دو مورد قبل به طبقه و خانواده‌هاى خاصى اختصاص نداشت . افرادى چون رشديه ، « 3 » طالبوف ، « 4 » تقىزاده « 5 » و ثقة الاسلام تبريزى « 6 » از اهميت مطبوعات در شكل دهى به شخصيت و افكارشان سخن گفته‌اند . تعدادى از اين روزنامه‌ها در خارج از كشور در محل‌هايى به چاپ مىرسيد كه خود پيش از اين با تمدن جديد مواجه و از آن متأثر شده بودند . از مهم‌ترين اينها مىتوان از مجله‌هاى پرورش ، ثريا و حكمت در مصر ، روزنامهء اختر در استانبول و حبل المتين در كلكته نام برد . « 7 » چاپ اين

--> ( 1 ) . حامد الگار ، سلسلهء پهلوى و نيروهاى مذهبى به روايت تاريخ كمبريج ، ص 267 . ( 2 ) . محمد مددپور ، تجدد و دين زدايى در فرهنگ و هنر منور الفكرى از آغاز پيدايى تا پايان عصر قاجار ، ص 94 - 102 . ( 3 ) . فخر الدين رشديه ، زندگينامهء پير معارف رشديه ، ص 20 . ( 4 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء عرب ، ص 46 ؛ محمد مددپور ، تجدد و دين زدايى در فرهنگ و هنر منور الفكرى از آغاز پيدايى تا پايان عصر قاجار ، ص 143 . ( 5 ) . ابراهيم صفايى ، رهبران مشروطه ، ص 228 . ( 6 ) . همان ، ص 275 . ( 7 ) . عبد الهادى حائرى ، تشيع و مشروطيت در ايران ، ص 16 و 17 .