شادى نفيسى

23

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

دورهء معاصر بيانگر تحولى بزرگ و همه جانبه در شيوه‌ها و مباحث تفسيرى بوده است ، تحولى كه به پيدايش سبك‌هاى مختلف تفسيرى ( سبك ادبى ، علمى ، هدايى و حركى ) ، ابداع روش‌هاى جديد تفسير موضوعى و مقاله‌اى ، طرح مجدد مفاهيم و مباحث گذشته از منظرى جديد ، نظير بحث اعجاز ، و راه يافتن مباحثى نو در تفسير ، به ويژه مباحث سياسى و اجتماعى انجاميد و تمامى دنياى اسلام را با وجود تفاوت مذاهب و اختلاف مناطق و گوناگونى مليّت‌ها يك سان در برگرفت . « 1 » شكى نيست كه اين تحولات به خودى خود روى نداده‌اند . و ترديدى وجود ندارد كه دست‌يابى به شناخت درست از كوشش‌هاى مختلف تفسيرى نيز تنها در پرتو شناخت همين مقتضيات زمانى كه شكل گيرى آن را باعث شده‌اند ، امكان‌پذير است . از اين رو ، تلاش ما در اين فصل اين است كه ريشهء دگرگونىها را دريابيم و نشان دهيم كه از چه راه‌هايى و چگونه دانش‌ها و آگاهىهاى نو به جامعهء اسلامى راه يافت يا در آن به وجود آمد و به همراه خود فضا و موضوعات مورد بحث مسلمانان ، به ويژه مفسران را دگرگون ساخت ، آنها را در برابر پرسش‌هاى جديد و چالش‌هاى نوين قرار داد ، به افزايش حساسيت‌هاى اجتماعى و سياسى آنها انجاميد و نگرش آنها را در برخى جنبه‌ها متحول ساخت . و در نتيجه در تفسير اين دوره تأثيرى روشن بر جاى گذاشت تا بدان جا كه از تفاسير دوره‌هاى قبل متمايز گرديد .

--> ( 1 ) . عفت محمد الشرقاوى ، الفكر الدينى فى مواجهة العصر ، ص 92 و 93 ؛ بهاء الدين خرمشاهى ، تفسير و تفاسير جديد ، ص 123 ؛ حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 1 و 2 ؛ مرتضى مطهرى ، بررسى اجمالى از نهضت‌هاى اسلامى در صد سالهء اخير ، ص 14 .