شادى نفيسى
115
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
متأثر ساخت و علاقهاى شديد به تعليم در او به وجود آورد . او پس از آن ، براى تحصيل به طنطا بازگشت و پس از آن در سال 1282 ه ق . به الازهر راه يافت . آشنايى او با سيد جمال الدين اسدآبادى در سال 1287 ، مسير زندگىاش را تغيير داد . عبد ه از محضر سيد درسهاى رياضى ، فلسفه و كلام را فراگرفت و ملازم او پا به عرصهء اجتماع و سياست نهاد ، و با وجود كنارهگيرىاش از سياست در سالهاى بعد ، هيچگاه صحنهء اجتماع را ترك نكرد . فعاليتهاى او در زمينهء سياست ، اجتماع و تعليم و تربيت بسيار است . از اين ميان مىتوان به كوششهاى او در جهت اصلاح نظام آموزشى و فعاليتهاى او در مقام مفتى مصر براى بهبود وضع مردم نام برد . از او نوشتههاى فراوانى هم به جا مانده است . از جمله ، مجله عروة الوثقى كه به تقرير سيد جمال و توسط عبد ه نوشته مىشد و « رسالة التوحيد » كه حاصل تدريس او در ايام تبعيد در بيروت مىباشد . تفسير المنار ، تنها رسالهء تفسيرى او نيست بلكه آخرين و كاملترين آنهاست . تفسير سورهء و العصر و جزء عمّ و همچنين تفسير تعدادى از آيات قرآن به صورت پراكنده ديگر نوشتههاى تفسيرى او مىباشند . او متفكرى نوانديش و مصلحى خيرخواه بود كه عمر خود را در اين راه صرف كرد . « 1 » محمد رشيد رضا نام كامل او محمد رشيد بن على رضا بن محمد شمسالدين است و در سال 1282 قمرى در يكى از آبادىهاى شام ، در جنوب طرابلس به دنيا آمد . او تحصيلات خود را در طرابلس گذراند . آشنايى با مجلهء عروة الوثقى وى را كه پيش از اين در جهت اصلاح عقايد مردم و نهى آنان از محرمات ، كوششها كرده بود ، به فعاليتهاى عميقتر اجتماعى و سياسى كشانيد و وى را به شدت مريد سيد جمال و عبد ه ساخت . محمد رشيد رضا در زمانى كه عبد ه دوران تبعيد خود را در شام مىگذراند ، دوبار به ديدار او نائل آمد و سرانجام در سال 1315 براى پيوستن به عبد ه ، به مصر مهاجرت كرد . همانطور كه گفته شد ، جلسات درس تفسير عبد ه به درخواست محمد رشيد رضا پا گرفت و تفسير المنار حاصل يادداشتهاى او از اين جلسات و تعليقات او بر آنها است .
--> ( 1 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، پيشين ، ص 114 - 128 ، عبد المجيد عبد السلام المحتسب ، پيشين ، ص 103 - 108 ، فهد بن عبد الرحمن بن سليمان الرومى ، منهج المدرسة العقلية الحديثة فى التفسير ، پيشين ، ص 124 - 146 .