شادى نفيسى

108

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

مىافكند ، خواسته يا ناخواسته ، و صريح يا ضمنى ، پيش فرض‌ها و اصول متعددى دارد كه در تفسيرش از آيات و احكام و موضوعات قرآنى ، اهميت بسيارى دارد . آن كه قرآن را كتاب هدايت مىداند ، به شيوه‌اى خاص به تفسير آيات آن مىپردازد و ديگرى كه معتقد است قرآن مشتمل بر تمام علوم است ، شيوهء ديگرى را در تفسير آن پيش مىگيرد . آن كه به قرآن ، به عنوان كتاب زندگى و عمل نگاه مىكند ، تفسيرش نه تنها از داستان‌هاى قرآن و مطالبى كه اين كتاب مقدس در زمينهء فقه ، اصول عقايد و . . . دارد ، متفاوت با ديگران است ، بلكه سبك بيان قرآن را نيز به گونه‌اى ديگر تحليل مىكند . همچنين تفسير كسى كه قرآن را فروفرستادهء حكيمى على الاطلاق دانسته ، سوره سوره ، آيه آيه ، كلمه كلمه و حتى حرف حرف آن را داراى حكمت و معناى خاصى تلقى مىكند و پيوندى محكم و معنىدار بين آنها برقرار مىداند و به جستجوى ارتباط بين آيات و سوره‌ها ، بين اسماى الهى در انتهاى آيات با مطالب آن آيه ، بين حروف مقطعه در ابتداى سوره‌ها با مطالب سوره‌ها و . . . مىپردازد ، با تفسير كسى كه چنين باورى را اذعان ندارد ، متفاوت است . و نيز مفسرى كه خطاب قرآن را متوجه تمام افراد بشر ، در تمام دوران‌ها و زمان‌ها مىداند ، از اعجاز قرآن و وجه تحدّى آن تحليلى متفاوت از ديگران ارائه مىدهد . اين اصول و پيش فرض‌ها كه از اهميتى فوق العاده در تفسير قرآن برخوردارند ، اگر چه ممكن است مورد تأييد وحى و نقل باشند ، ولى در اصل ، نتيجهء استدلال‌هايى عقلانى هستند . درستى احتمال وجوه متعدد براى اين اصول و پيش فرض‌ها ، كه عملا نيز چنين است و مفسران در اين موارد اتفاق نظر ندارند ، خود مؤيد بر عقلانى بودن اين مبانى و پيش‌فرض‌ها است كه در دوران اخير ، جايگاه ويژه‌اى در تفسير پيدا كرده است . پيدايش سبك‌هاى مختلف تفسيرى ، همچون علمى ، هدايى ، ادبى و حركى ، يكى از پيامدهاى اعتقاد به اين مبانى است . و سرانجام آن كه عقلگرايى مشخص‌ترين ويژگى تفاسير در دو قرن اخير است .