شادى نفيسى

106

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

نتيجه‌گيرى در اين چند بخش كوشيديم تا نشان دهيم كه چگونه در دوره مورد بحث ، در ارتباط قرار گرفتن جوامع مسلمانان با تمدن نوين مغرب زمين و مقابله با آن يا شيفتگى به آن يا بهره‌گيرى منطقى از دستاوردهايش ، بر آنها تأثير گذاشت . تأثيرى كه ردپاى آن را در مباحث دينى ، و از جمله تفسير نيز مىتوان مشاهده كرد . در اين دوره و در چنين فضايى مباحث سياسى ، اجتماعى و علمى به گونه‌اى بىسابقه به تفسير راه يافتند . موضوعاتى قرآنى نظير وحى ، ملائكه ، جن ، معجزات پيامبران و قيامت و مباحثى نظير اعجاز قرآن و قصه‌هاى آن دوباره مطرح شده ، از منظرى نو بررسى شدند و زمينه‌اى فراهم آمد تا باورى فراگير به وحدت موضوعى قرآن و شمول آن شكل گيرد و سرانجام ، سبك‌هاى نوين تفسيرى ، و نيز روش‌هاى جديد تفسيرى ، موضوعى و مقاله‌اى پديد آمدند . وجه مشترك همهء اين گونه مباحث ، پررنگ شدن سهم استدلال عقلى و استفاده از دستاوردهاى علمى بشر در حوزهء مباحث دينى و در مقام تفسير قرآن بود . اين عقلىگرايى را مىتوانيم در وجوه ذيل دسته‌بندى كنيم . البته نبايد غافل بود كه اين جهات در همهء تفاسير ، به يك اندازه و درجه متجلى نيستند : 1 - اهميت دادن به دستاوردهاى عقلى بشر ، يعنى يافته‌هاى علمى ، اعم از تجربى ، انسانى و فلسفى . آن مفسرى كه به مقايسهء نظام دمكراسى با نظام حكومتى اسلام مىپردازد ، آن كه مسئلهء آزادى را در شقوق مختلف آن در امر جهاد ، برده‌دارى و حقوق زن بررسى مىكند ، آن كه از دانش تجربى در تفسير آياتى از قرآن ، كه به طبيعت و پديده‌هاى آن مىپردازد ، بهره مىگيرد ، آن مفسرى كه از مباحث علوم اقتصادى ، روان‌شناسى ، جامعه‌شناسى ، زبان‌شناسى ، مردم‌شناسى ، تاريخ و رشته‌هاى ديگر علوم در تفسير و تحليل و بررسى آيات استفاده مىكند ، همه و همه ، دستاوردهاى عقل بشر را به رسميت مىشناسد و در بررسى آيات الهى از آن بهره مىجويند . 2 - گشوده شدن باب بررسى آيات قرآن ، فراتر از نقل حديث و آراى گذشتگان . تفسير در روند تاريخى هزار و چند صد ساله‌اش ، دستخوش تغييرات بسيارى گرديده است و از آن هنگام كه بر روى پوست و استخوان حيوانات نوشته مىشد و سينه به سينه مىگشت تا به امروز راهى بسيار طولانى را پيموده است ، اما در تاريخ خود ، هيچ‌گاه جهشى بدين گستردگى را شاهد نبوده است . در گذشته مفسران براى