شادى نفيسى

100

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

حال آن كه پيشرفت علم و دانش براى بخشى از آن چه در گذشته خرق عادت تصور مىشد ، تبيين علّى محسوس ارائه مىدهد و آن چه را ديروز ناممكن و بعيد مىنمود ، امروز امكان‌پذير به حساب مىآورد . پيام علم جديد به ما اين است : وقتى كه با چيزى كه از نظر علمى ناشناخته است مواجه مىشويم ، رفتار درست اين نيست كه شادمان شويم و خيال كنيم كه خداوند را در آن جا يافته‌ايم ، بلكه راه و روش درست اين است كه بكوشيم دانشمندان بهترى شويم . « 1 » پيشرفت دانش به ما نشان مىدهد كه باور خداوند رخنه‌پوش ، به محدود ساختن قدرت خداوند مىانجامد كه با هر كشف تازه‌اى پله‌اى به عقب مىنشيند . استاد مطهرى در اين باره مىگويد : بعضى افراد عادت دارند كه خدا را در ميان مجهولات خودشان جستجو كنند ؛ يعنى به هر معمايى كه رسيدند و نتوانستند آن را حل كنند ، آن را به ماوراء طبيعت ارجاع مىكنند . . . اين گونه تصور ، انسان خدا دربارهء خدا غلط و گمراه كننده ، بلكه كفر و الحاد است . در اين گونه تصور ، انسان خدا را شبيه و همپايهء يكى از مخلوقاتش قرار داده ، او را علتى در عرض علت‌ها و اسباب‌هاى اين جهان فرض كرده ، و حال آن كه او فوق همهء علت‌ها و اسباب‌ها و سرچشمهء همهء علل و اسباب است . . . آن روش ، روش معمولى افرادى است كم‌عقل كه خداوند را در ميان مجهولات و مسائلى كه علل ظاهرى آنها را نمىدانند جستجو مىكنند ، ولى قرآن از طريق حيات و ممات و نظام متقن و موجودى كه هست ، از راه اين كه در اين نظام موجود و متقن ، افق حيات بالاتر از افق ماده است . . . از اين راه دست ما را مىگيرد و ما را به افق ملكوت و باطن جهان نزديك مىكند . . . چون بعضى از مردم هميشه مىخواهند خدا را در ميان مجهولات خود جستجو كنند ، نه در ميان معلومات خود . و خطرى بزرگ‌تر از اين براى توحيد وجود ندارد . . . « 2 » تلاش براى يافتن علل طبيعى امور و پرهيز از نسبت دادن نادانسته‌ها به غيب ، نه تنها خداشناسى عاميانه را تغيير داد ، بلكه در تفسير ما از پديده‌هايى كه ماوراى مادى خوانده مىشوند و آنها كه خارق عادت نام گرفته‌اند نيز دگرگونى ايجاد كرد . گرايش عمومى

--> ( 1 ) . ايان باربور ، علم و دين ، ص 421 . ( 2 ) . مرتضى مطهرى ، بيست گفتار ، ص 277 - 280 .