يعقوب جعفرى
96
سيرى در علوم قرآن ( فارسى )
اين وجه از دو وجه اولى هم سستتر است و تدبر در آيه بىپايگى اين سخن را روشن مىسازد زيرا آيهاى كه دربارهء رمضان نازل شده همين آيه است و محتواى آن يك جمله خبرى است و خبر دادن در يك آيه از نزول همين آيه كار عبث و غير حكيمانهاى است كه كلام خداوند از آن بدور است . از اين گذشته دو آيه ديگر را كه نزول قرآن در شب قدر را بيان مىكنند چه بايد كرد ؟ 4 - منظور اين است كه قسمت عمدهء قرآن در ماههاى رمضان سالهاى رسالت نازل شده است و لذا مىتوان از راه تغليب نزول همهء قرآن را به ماه رمضان نسبت داد . اين وجه نيز در سستى و ضعف دست كمى از وجوه قبلى ندارد و جريانات تاريخى آن را رد مىكند بخصوص اينكه نزول قرآن به تمام ايام و ليالى رمضان نسبت داده نشده بلكه به قرينه دو آيهء ديگر « 1 » نزول قرآن فقط در يك شب از رمضان كه همان شب قدر است اتفاق افتاده و پرواضح است كه كسى نمىتواند ادعا كند كه قسمت اعظم قرآن در نزول تدريجى خود در شبهاى قدر دوران رسالت نازل شده است . اين بود تأويلات مختلفى كه در مورد آيات مربوط به نزول قرآن در رمضان و ليلة القدر گفته شده اما بهطوريكه تذكر داديم حقيقت اين است كه هيچ يك از اين وجوه و تأويلات با ظاهر و سياق آن آيات مناسب نيست بخصوص آيه سوره دخان كه در آن صحبت از انزال كتاب مبين است كه به مجموع قرآن اطلاق مىشود . با توجّه به سستى اين وجوه چهارگانه و عدم تناسب آنها با ظواهر آيات ياد شده به نظر مىرسد همان وجهى كه در آغاز بيان كرديم مناسبتر و قوىتر است و منظور آيات اين است كه قرآن كريم به صورت دفعى و يكباره در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده هرچند به صورت تدريجى و به اقتضاى نياز در طول بيست و يا بيست و سه سال فرود آمده است اين معنى علاوه بر اينكه با ظاهر آيات مطابقت دارد ، با روايات متعددى هم تأييد شده است كه نمونهاى از آنها را پيش از اين نقل كرديم . مطلب ديگر اينكه اين معنى ، مشكل ديگرى را كه گهگاه مطرح مىشود حل
--> ( 1 ) - آيه سوره قدر و آيه سوره دخان .