يعقوب جعفرى
77
سيرى در علوم قرآن ( فارسى )
عربها ناشناخته بود يادگرفته است . قرآن كريم در مقام ردّ اين تهمت خاطرنشان مىسازد كه اشخاص مورد ادعاى آنها عرب نبودند در حالى كه قرآن به زبان عربى روشنى نازل شده است و يكى از مهمترين وجوه اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت آنست و هيچ بشرى نمىتواند مانند آن را بياورد و اين خصيصه قابل يادگيرى از ديگران بخصوص كسانى كه خود عرب نيستند نمىباشد : وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ « 1 » ما مىدانيم كه آنها مىگويند اين آيات را بشرى به او ياد مىدهد در حالى كه زبان كسى كه اينها را به او نسبت مىدهند عجمى است ولى اين قرآن به زبان عربى آشكار است . نكتهاى را كه در اينجا بايد تذكر بدهيم اين است كه عربى بودن قرآن به اين معناست كه اسلوب و شيوهء بيان و جملهبندى و نوع كلمات قرآن عربى است و اين مانع از آن نيست كه در قرآن گاهى كلمات غير عربى هم استعمال شده باشد البته بعضىها مانند ابن جرير و ابو عبيده و شافعى معتقدند كه در قرآن هرگز الفاظ غير عربى به كار نرفته و تمام الفاظ آن عربى است « 2 » ولى اين سخن با واقعيت تطبيق نمىكند و الفاظ متعددى در قرآن آمده كه عربى نيست و از زبانهاى ديگرى مانند فارسى و عبرى وارد ادبيات عرب شده است و اين هيچگونه نقصى به حساب نمىآيد زيرا قرآن براساس محاوره و ادبيات موجود نازل شده منتهى در فصاحت و بلاغت به حد اعجاز رسيده است و چون پيش از قرآن اين كلمات در ميان عربها استعمال مىشد ، در قرآن نيز آمده است .
--> ( 1 ) - سوره نحل ، آيه 103 . ( 2 ) - سيوطى : الاتقان ، ج 2 ص 135 .