يعقوب جعفرى
105
سيرى در علوم قرآن ( فارسى )
همچنين از حضرت امير المؤمنين عليه السلام نقل شده كه فرمود : چون سوره مائده بر پيامبر نازل شد آن حضرت بر استر شهباء سوار بود و به سبب نزول وحى چنان سنگين شد كه استر از رفتن باز ماند و پشتش خم شد و شكمش پائين آمد بهطورى كه نزديك بود ناف مركب به زمين برسد و آن حضرت بيهوش شد و دست خود را بر سر شيبةبن وهب گذاشت و چون آن حالت بر طرف شد سوره مائده را بر ما خواند « 1 » . زراره مىگويد از امام صادق عليه السلام درباره غشوهاى كه به هنگام نزول وحى بر پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم عارض مىشد پرسيدم حضرت در پاسخ فرمود : اين هنگامى بود كه ميان او و خداوند هيچكس نبود و خداوند بر پيامبر تجلى مىكرد سپس فرمود : اى زراره نبوت همين است « 2 » . حالت دوم - پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم صدائى مىشنيد ولى صاحب صدا را نمىديد در اين حالت نيز پيامبر رنج زيادى را تحمل مىكرد و سنگينى وحى و ارتباط با عالم غيب را با تمام وجود حس مىكرد . حارث بن هشام از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نقل مىكند كه فرمود : گاهى وحى همانند صدائى چون صداى جرس بر من مىآيد و آن بر من سختترين حالت است سپس از من دور مىشود و من وحى را دريافت كردهام « 3 » . از عبد الله بن عمر نقل شده كه از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم پرسيد آيا وحى را حس مىكنى ؟ فرمود : آرى صداهائى مانند صداى بهم خوردن فلزها مىشنوم و ادامه داد هنگامى نيست كه وحى بر من نازل شود و من گمان نكنم كه روحم گرفته مىشود « 4 » . حالت سوم - وحى به وسيله فرشته و پيك الهى بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نازل مىشد و اين آسانترين و راحتترين حالات وحى بود و چون وحى به واسطه ملك بر پيامبر نازل مىشد ديگر آن رنج و ناراحتى جسمى را نداشت بهطورى كه در دنباله همان
--> ( 1 ) - تفسير عياشى ج 1 ص 288 شبيه اين قصه از چند نفر ديگر هم نقل شده است . ( 2 ) - توحيد صدوق ، ص 115 . ( 3 ) - بحار الانوار ج 8 ص 260 - الاتقان ج 1 ص 44 . ( 4 ) - الاتقان ، ج 1 ص 44 .