يعقوب جعفرى

103

سيرى در علوم قرآن ( فارسى )

الهى كه بر پيامبران مىشود و در قرآن آمده است و ما معمولا به آن وحى مىگوئيم اكنون ببينيم كه خداوند چگونه و به چه صورتى به پيامبران خود افاضه مىكند و حقائق را در جان و دل آنها قرار مىدهد ؟ قرآن كريم به اين سئوال چنين پاسخ مىدهد : وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ « 1 » هيچ بشرى نيست كه خداوند با او سخن بگويد مگر از طريق وحى يا از پشت پرده و يا پيكى مىفرستد كه به اذن خدا آنچه را كه مىخواهد به او وحى مىكند همانا خداوند على و حكيم است . تدبر در مضمون اين آيه نشان مىدهد كه تكليم و سخن گفتن خداوند با پيامبران خود به سه صورت انجام گرفته است : اول - وحى به صورت القاء در قلب و يا به تعبير روايات « دميدن در ذهن و نفس » در اين نوع از وحى ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نه صدائى مىشنود و نه فرشته‌اى مىبيند و مطالب مستقيما در جان و دل او قرار مىگيرد . اطلاق كلام و تكليم به اين نوع از وحى اشكالى ندارد زيرا كلام در واقع انتقال دادن يك مفهوم به ديگرى است خواه اين انتقال به وسيله الفاظ و صدا باشد و خواه به وسيله چيز ديگرى انجام گيرد البته ما معمولا از الفاظ و صداها استفاده مىكنيم ولى خداوند مىتواند بدون آنها هم مطلب را به پيامبر انتقال دهد . دوم - به صورت صدائى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم آن را مىشنود ولى صاحب آن را نمىبيند كه قرآن از اين نوع به « وراء حجاب » تعبير آورده است . در اين نوع از وحى ، خداوند صدائى را در جائى ايجاد مىكند و پيامبر آن صدا را مىشنود مىتوان گفت آن محلى كه صدا در آن ايجاد مىشود به نوعى واسطه ميان خدا و پيامبر است . سوم - به صورت پيامى كه به وسيله فرشته و پيك الهى به پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم القاء

--> ( 1 ) - سوره شورى ، آيه 51 .