يعقوب جعفرى
10
سيرى در علوم قرآن ( فارسى )
است و بقيه همه صفات قرآن مىباشد . ما تصور مىكنيم همانگونه كه قول اول نمىتواند قابل قبول باشد و مثلا نمىتوانيم يكى از اسامى قرآن را عربى و يكى را امر و يا حبل بدانيم ، همچنين قول دوم نيز با واقع تطبيق نمىكند زيرا نامهائى مانند فرقان و ذكر و كتاب اگر هم در قرآن به عنوان صفت ذكر شده باشد لا اقل در عرف مسلمين به عنوان نام تلقى شده است و مىتوان آنها را " علم منقول " دانست همانگونه كه خود كلمه " قرآن " نيز همين حكم را دارد . اينك صفاتى را كه ميتوان از آنها به عنوان نامهاى قرآن ياد كرد ، مورد بحث قرار مىدهيم : 1 - قرآن معروفترين نام مجموعه وحى محمدى همان قرآن است و اين نام بيشتر از همه نامهاى ديگر ، در خود قرآن آمده و در طول قرنها و نسلها كاملا جاافتاده است اين كلمه شصت و هشت بار در قرآن تكرار شده كه در همه جا به معنى همين كتاب آسمانى است جز در دو مورد كه به صورت قرآن الفجر ذكر شده منظور از آن نماز صبح مىباشد ( سوره الاسراء آيه 78 ) . كلمه قرآن بيشتر به صورت تنها ذكر شده و گاهى هم با صفتهائى چون حكيم ، مبين ، مجيد ، كريم ، عظيم ، ذى الذكر ، عربى و در مواردى به صورت هذا القرآن آمده است كه در بخشهاى آينده به آنها خواهيم پرداخت . بحث مهمى كه در اينجا وجود دارد بحث در اشتقاق واژه قرآن است و اينكه آيا اساسا كلمه قرآن يك واژه عربى اصيل است و يا از واژههاى دخيل مىباشد ؟ و به فرض اول ماده اشتقاق آن چيست ؟ بعضى از نويسندگان معاصر به پيروى از برخى مستشرقان غربى احتمال دادهاند كه واژه قرآن يك واژه غير عربى است كه مانند بسيارى از واژههاى سريانى و آرامى