حسن بيگلرى
237
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
4 - وقف ميان عامل و معمول مانند : أَرادَ شَيْئاً ( چيزى را اراده كرد ) كه كلمهء اول عامل و دوم معمول است . 5 - وقف ميان قول و مقول ( گفته شده ) - مقول قول هميشه جمله است مانند آيهء 51 سورهء اسراء : قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ( بگو آن خدائى كه اوّل بار شما را پديد آورد ) كه كلمهء اوّل قول است و بقيهء جمله مقول آن مىباشد . 6 - وقف ميان امر و جواب مانند : كن فيكون ( بشو پس مىشود ) كه از اين جمله باعتبار فعل امر ، استفادهء شرط و جزاهم مىشود . 7 - وقف ميان شرط و جزا - ادوات شرط عبارتند از : إن ( اگر ) - إذا ( هنگاميكه ) - إذ ( زمانيكه ) - إذما ( هر گاه ) - لو ( اگر ) - أمّا ( اگر ) - لمّا ( وقتى كه ) - لولا ( اگر نه ) - لوما ( اگر نه ) - من ( هر كس ) . چون كلمات نامبرده مانند ابزار و ادوات كار ، جملهء شرطيّه را بجملهء جزائيّه مرتبط ميسازد آنها را ادوات شرط گويند مثل آيهء 80 سورهء شعراء : وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ( و هنگاميكه بيمار شوم پس خدا مرا شفا ميدهد ) كه « مرضت » شرط است و « فهو يشفين » جزاى آن مىباشد . 8 - وقف ميان موصول و صله - موصولات عبارتند از : الّذي ( كسى كه ) - الّذان - الّذين - الّتي - اللّتان - اللّاتي - من ( كسى كه ) - ما ( چيزى كه ) - أيّ ( كدام ) مانند : هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ( اوست خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريد ) كه « الّذي » موصول و بقيهء جمله را صله گويند . 9 - وقف ميان مضاف و مضاف اليه مانند : مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ( صاحب اختيار روز جزا ) كه كلمهء اول مضاف و بقيهء آن مضاف اليه است . 10 - وقف ميان مستثنى منه و مستثنى - ادوات استثناء عبارتند از : إلّا - غير - سوى - خلا - عدا - حاشا كه تمام آنها به معناى « مگر - بجز » است . مانند آيهء 30 و 31 سورهء حجر : فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ ( پس تمام فرشتگان سجده كردند مگر شيطان ) .