حسن بيگلرى
227
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
و ساكن مىشود « سكون عارضى است » . 2 - إبدال « بكسر همزه » : به معناى عوض كردن و در اصطلاح تجويد ، بدل كردن تاء تأنيث به « هاء » و كلمات منصوب بالف است . مثال تاء تانيث : صَلُّوهُ - الزَّكاةَ - فاكِهَةٌ - فَرِيضَةً - مَرَّةٍ - حمزة كه در حال وقف ، بجاى « تاء » - « هاء » تلفظ مىشود . ليكن در كلمات : تورية - تُقاةً ( پرهيز كردن - آيهء 28 سورهء آل عمران ) و امثال آن بعضى با ابدال و برخى بسبب اينكه اوّلى اسم علم ( خاص ) و قابل تغيير نيست و در دوّمى براى حفظ معناى مصدرى بدون ابدال نيز خواندهاند . كلماتى كه در رسم الخط قرآن با تاء مبسوطه نوشته شده به همان تاء وقف ميگردد مانند : جَنَّاتٍ - الْبَناتِ - بِالْآياتِ - ثَمَراتِ - سُنَّتُ - ؟ نعمت . ؟ مثال كلمات منصوب : رَحِيماً - شَكُوراً - ماءً - مُسَمًّى - بَياتاً كه هنگام وقف ، تنوين بالف بدل ميگردد . 3 - روم « بفتح اول و سكون دوم » : به معناى اراده كردن و طلب نمودن و جستن است و در اصطلاح تجويد ، ضعيف گردانيدن حركت مىباشد ، ببيان ديگر انداختن دو ثلث از حركت و ابقاء و اظهار ثلث ديگر را روم گويند بنا بر اين وقف به روم در حكم وصل است و به همين سبب هنگام وقف به روم ، بدون مد ( قصر ) خوانند . اين نوع وقف ، طريقهء قراء كوفه و ابو عمرو است . اختلاس كه بيان آن گذشته ضد روم است زيرا در اختلاس ، ثلث حركت در حال وصل ربوده شده و دو ثلث ديگرش ادا مىشود امّا در روم ثلث آن تلفظ ميگردد فايدهء وقف به روم آنست كه شنونده و اشخاص نابينا كه نزديك قارى باشند مىتوانند بوسيلهء حسّ سامعه ، حركت كلمهء موقوف عليها را در نتيجهء اظهار ثلث آن درك نمايند بنا بر اين روم به گوش تشخيص داده شده و به چشم دريافته نشود . روم در ضمه و كسره و رفع و جر جايز است مانند : نَسْتَعِينُ - مِنْ قَبْلُ - عَلِيمٌ - مِنْ نَصِيرٍ .