حسن بيگلرى

225

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

و النَّهارِ - و الْكُفَّارَ - و كَالْفُجَّارِ - و الْإِبْكارِ و نظائر آن . حمزهء كوفى ده فعل ماضى ثلاثى مجرد را كه عين الفعل آن الف باشد « جاءَ ، شاءَ ، الزَّادِ ، خابَ ، رانَ ، خافَ ، زاغَ ، ضاقَ ، حاقَ ، طابَ » بامالهء كبرى خوانده مانند فَزادَهُمُ . شيخ محمّد فارسى يكى از شارحين شاطبيه اواخر آياتيكه « هاء » و « الف » باشد امالهء صغرى كرده مانند : ؟ ضحيها ؟ ( چاشتگاه خورشيد ) - ؟ تليها ؟ ( تالى و پيرو آفتاب ) - ؟ يغشيها ؟ ( آفتاب را ميپوشاند ) - ؟ بنيها ؟ ( آسمان را بنا كرد ) . ناگفته نماند كه ابن كثير در تمام قرآن امالهء كبرى نكرده و ساير قراء ، بعضى كلمات را در سور گوناگون باختلاف ، قرائت كرده‌اند يعنى بعضى بامالهء كبرى و برخى بامالهء صغرى و دسته‌اى بدون اماله خوانده‌اند كه اين مجموعه گنجايش ذكر تمام آنها را ندارد و طالبين بكتب اختلاف قرائات مراجعه فرمايند . فايده و مقصود از اماله ، آسان گردانيدن لفظ است زيرا صوت بسبب فتحه ميل به بالا و به جهت كسره ميل به پائين دارد و براى سهولت تلفظ و اينكه نزول ، ساده تر از صعود است فتحه و الف را بجانب كسره و ياء ميل ميدهند و بطور كلى در عرف عرب الف ما بعد حروف مستغلة ، امالهء صغرى مىشود .