حسن بيگلرى
189
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
دانسته و گروهى روا نميدانند بنابر اين در اين نوع ادغام ، بهتر است مراعات فصاحت كلام و صفات حروف را نمود و حروفى كه از نظر صفات قويتر هستند ( مانند جهر - شدت - اطباق - استعلاء - صفير - قلقلة ) به منظور رعايت و محافظت صفات نامبرده در حروفيكه فاقد اين صفاتند ادغام ننمود زيرا قوى ضعيف را نسخ مىكند مثال : نَرْزُقُكُمْ ( شما را روزى ميدهيم ) - نَخْلُقْكُمْ ( شما را خلق ميكنيم ) - قَدْ سَلَفَ ( بتحقيق گذشت ) - قَدْ شَغَفَها ( بتحقيق يوسف زليخا را شيفته كرد ) - وَ لَقَدْ زَيَّنَّا ( و هر آينه بتحقيق زينت داديم ) - إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ( هنگاميكه آن را شنيديد ) - وَ لَقَدْ ذَرَأْنا ( و هر آينه بتحقيق آفريديم ) - هَلْ ثُوِّبَ ( آيا پاداش داده شدند ) - بَلْ سَوَّلَتْ ( بلكه بياراست ) - كَذَّبَتْ ثَمُودُ ( قوم ثمود تكذيب كردند ) . تبصرهء 2 - « نون » و « لام » در حرف « راء » دو مثال زير بنا بقرائت حفص راوى عاصم ادغام نميشود زيرا سكته دارد و در صورت ادغام ، مشتبه بيك كلمه گردد - شرح سكته بعدا بيايد . الف - مَنْ راقٍ ( كيست شفا دهنده - آيهء 27 سورهء قيمة ) . ب - بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ( بلكه زنگ گرفته و هواى نفس بر دلهاى آنان غلبه كرده - آيهء 14 سورهء مطففين ) . تبصرهء 3 - بطوريكه در تفسير مجمع البيان ذيل آيهء 58 سورهء بقرة تصريح شده اجماع قراء بر اظهار حرف « راء » نزد « لام » است زيرا راء در تمام صفات با لام يكسان و برابر است و صفت تكرير هم دارد و چون لام فاقد اين صفت بوده و نسبت به راء ناقص است و هر دانى و ناقصى فداى عالى و كامل ميگردد ادغام لام را در راء جايز دانسته و عكس آن را مجاز نميدانند مانند : قُلْ رَبِّي - نَغْفِرْ لَكُمْ . ليكن سوسى و دورى راويان ابو عمرو بصرى ادغام راء در لام را نيز جايز دانستهاند . تبصرهء 4 - ادغام متجانسين و متقاربين در حروف حلقى و شفهى ثقيل و از فصاحت دور است مانند :