حسن بيگلرى
182
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
تبصره - علت كشش مد لازم و عارضى آنست كه چون حروف مد داراى صفت خفاء است و در زبان عرب نيز التقاء دو ساكن ثقيل مىباشد براى رفع ثقالت دو حرف ساكن متوالى و رعايت صفت نامبرده ، حرف مد كشيده مىشود مانند باب كه الف آن ساكن است و « ب » هم در حال وقف ساكن ميگردد . علامت مد : ( ) است كه در بالاى حروف مدهاى متصل و منفصل و لازم گذارده مىشود . سبب معنوى - آنست كه در لفظ مشهود نيست و معنا موجب مد ميگردد و عبارتست از ازدياد مبالغه و زياده روى در نفى ، در « ما » نافيه - لا نافيه - لا ناهيه و آن را مد مبالغه نيز گويند كه طريقهء ابن كثير مكى و حمزهء كوفى است مثال : 1 - لا رَيْبَ فِيهِ ( در قرآن شكى نيست ) . 2 - لا جَرَمَ ( چارهاى نيست ) . 3 - لا يَرْجُونَ ( اميد ندارند ) . 4 - فَلا مَرَدَّ ( محل فرار نيست ) . 5 - ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ ( تو در قسمت غربى نبودى ) . 6 - ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ ( خداوند آنها را عذاب نميكند ) . 7 - وَ ما يَنْبَغِي لَهُ ( و براى او سزاوار نيست ) . 8 - لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا ( ربا نخوريد ) . كه الف « ما » و « لا » نافيه و ناهيهء مثالهاى فوق حرف مد است و باندازهء دو يا سه الف من باب مبالغهء در نفى كه سبب معنوى است كشيده مىشود ( آخرين مثال نهى است و بقيهء نفى مىباشد ) و بطور كلى در عرف عرب هنگام دعا و استغاثه و مبالغهء در نفى چيزى ، آن كلمات را بمد خوانند .