حسن بيگلرى

175

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

13 - نفخ ، نفث ( هر دو كلمه بفتح اول و سكون دوم ) : به معناى دميدن از دهان است و دو حرف « ف - ث » را به ترتيب منفوخة ، منفوثة گويند چه هنگام تلفظ حروف مزبور ، هوا از مخارج آنها دميده شده بيرون ميآيد مانند أُفٍّ ( اسم فعل است و هنگام كراهت و نفرت گفته شود ) - الْكَهْفِ ( غار ) - الثُّلُثُ ( سه ) - يَلْهَثْ ( سگ زبان از دهان بيرون ميآورد - آيهء 176 سورهء اعراف ) 14 - خفاء ( بفتح اول ) : مصدر و به معناى پنهان شدن است و حرف « ه » و حروف مد را خفيّة نامند زيرا « هاء » داراى صفات همس ، رخوت ، استفال و سكون بوده و حروف مد نيز داراى صفات استفال و سكون ميباشند و هنگام اداى اين حروف از شدّت سبكى به نظر ميرسد كه مخفى ميگردند بدين سبب در مواضعى كه ما قبل و ما بعد هاء ضمير متحرك باشد آن را باشباع و حروف مد را نيز بمد خوانند تا اين صفت از حروف مزبور سلب نگردد و مخفى نشوند مانند : بِهِ - أَنَّهُ - قالَ - سُوءَ 15 - هاوي : يعنى صاحب هوا و الف را كه وسعت مخرج آن از حيث هواى صوت ، بيش از مخارج واو و ياء مىباشد هاوى نامند .