حسن بيگلرى
118
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( خدا را دست آويز و در معرض سوگندهاى خويش قرار مدهيد كه در هر نيك و بد ، اندك و بسيار و حق و باطلى بنام خدا قسم ياد كنيد تا از حقوقى كه مردم را بر شماست برائت جوئيد و خود را پرهيزكار جلوه دهيد و مصلح ميان مردم شويد و خداوند راست و دروغ مردم را ميشنود و نيك و بد خلق ميداند ) . حضرت على عليه السّلام فرموده : مرد بى خرد در هر گفتار سوگند ياد مىكند . قسم شرايطى دارد از جمله : بلوغ ، عقل ، قصد و اختيار بنا بر اين سوگند بچه و ديوانه و مست و كسى كه مجبورش كردهاند صحيح نيست و همچنين كارى كه قسم مىخورد آن را انجام دهد نبايد حرام و مكروه باشد و كارى كه سوگند مىخورد آن را ترك كند واجب و مستحب نباشد و اگر كسى قسم بخورد كه كارى را انجام دهد يا ترك كند ( مانند روزه گرفتن يا ترك استعمال دود ) چنانچه عمدا مخالفت كند بايد كفاره دهد و كفارهء آن در كتب فقهيّه ذكر شده است . قسم به غير نام خدا نهى شده و بايستى بيكى از اسامى پروردگار باشد و حروف قسم در زبان عرب عبارتند از : باء - تاء - واو مانند باللّه ، تاللّه ، و اللّه كه هر سه ، صيغهء قسم شرعى بشمار ميروند و غير از صيغ مذكور سوگندهاى ديگر صورت شرعى ندارند . با شرح مراتب فوق چون در قرآن كريم قسمهائى ياد شده اكنون حكمت سوگند در قرآن مقدس بطور اختصار بيان مىشود : 1 - خردمندان و سخنوران در هر مجمع و محفلى به زبان اهل آن مجلس ايراد سخن ميكنند تا گفتار آنان در اذهان شنوندگان جايگزين گرديده مؤثر واقع شود و هيچگاه مطالب علمى را كه بايد در مجمع اهل خرد گفته شود براى مردم عامى ايراد نمىنمايند زيرا هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد .