محمد كريم الكواز ( مترجم : سيد حسين سيدى )
31
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى )
اسرار آفرينش كه بشر جز پس از گذر قرنها آنها را درنمىيابد ، همگى حق و انكارناپذير است . « 1 » اگر تحدّى رخ دهد و به اعجاز منتهى شود ، اين دليل قاطعى است بر درستى نبوّت و سپس ايمان به اينكه آنچه كه در قرآن آمده است ، حق و از جانب پروردگار است كه در روزگار دعوت مردمان به آن ايمان آورده و به آن عمل كردهاند . از آنجايى كه قرآن كتاب تمام مسلمانان است ، نياز جدى به اثبات عقيده و استنباط احكام در رويارويى با مسائل جديد همچنان پابرجاست . زركشى مىگويد : « اگر گذشتگان در بحث اعجاز بلاغى سكوت پيشه كردهاند ، بدان خاطر بوده است كه مراد از نزول تعليم حرام و حلال ، شناخت شرايع دين و اصول ايمان بوده است نه آموزش شيوههاى فصاحت . قرآن آمده است تا معجزه باشد . . . شناخت آنان به شيوههاى بلاغت از امورى بوده كه ، بر خلاف استنباط احكام ، نيازى به آن نبوده است . لذا در حوزهء دوم ، سخن گفتهاند نه اول . » به همين خاطر اعجاز بلاغى محور مباحث علماى اصول ، مفسران و علماى بلاغت به جز ناقدان گشته است . اينكه ناقدان استثنا شدهاند به خاطر طبيعت كار نقد است كه بر شناخت و تفكيك سخن زشت از زيبا استوار است . زبان قرآن در حوزهء معيارهاى رايج نقد قرار نمىگيرد ؛ هرچند كه پديدهء اعجاز بلاغى ، در ذات خود ، پژوهشى نقدى است و بر پژوهش روشها و ژرفكاوى در اسرار بلاغت و مقايسه بين گونههاى كلام برجسته تكيه دارد . « 2 » پوشيده نماند كه عربها داراى نقد ادبى همگام با نوآورى شاعران و خطيبانشان بودهاند و از روزگاران گذشته دريافتند كه قهرمانان عرصهء شعر از قهرمانان كارزار كمترند . اما اگر تشخيص كلام معمول ميان مردم و نقد آن دشوار است و از زيبايىهاى آن غفلت مىشود و با خوشبينى به نازيبايىهاى بسيار آن و با بدبينى
--> ( 1 ) فصل ، فى اعجاز القرآن ، ص 22 . ( 2 ) أثر القرآن فى تطوّر النقد ، ص 10 .