اكبر ايرانى قمى

95

روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )

مَكِينٌ أَمِينٌ » 35 مىفرمايد 36 : سياق آيه دلالت دارد كه مطالب ، حكايت از قول زن ملك بوده زيرا حضرت يوسف در آن مجلس حاضر نبود لذا وقتى ملك مطالب آن زن را شنيد دستور داد كه حضرت يوسف را نزد او بياورند . يا در تفسير آيه 88 - 89 سورهء صافات ، گفتهء ابو مسلم محمد بن بحر اصفهانى را با استناد به سياق آيات ياد شده نادرست مىخواند 37 ؛ و نيز در تفسير « صعقا » در آيه 38 : « وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً » مىگويد 39 يعنى مغشيا عليه ، نزد اكثر مفسرين ، به دليل آيهء « فَلَمَّا أَفاقَ . . . » و افاقه نيز از غشيه مىباشد كه غير از مرگ است . ( * ) 2 - تفسير موضوعى روش ديرين در تفسير قرآن ، تفسير آيه به آيه يا روش ترتيبى بوده است ، روش تفسير موضوعى ، به اين شكل كه در اين اواخر رايج گشته ، پيشتر متداول نبوده است . هدف هر يك از دو روش ياد شده در تفسير ، دريافت معنا و مدلول آيه مىباشد ؛ با اين تفاوت كه در روش ترتيبى ، فهم مدلولات قرآنى به صورت پراكنده و ناپيوسته منظور است بدون اينكه پيوستگى و ارتباط ميان آيات را درباره يك موضوع - مثلا هدايت - بيان دارد ؛ يا نظر كلى قرآن را دربارهء آن اظهار نمايد . 40 در حالى كه در شيوهء موضوعى تفسير قرآن ، مفسر با در نظر گرفتن يك موضوع عقايدى ، اخلاقى ، اجتماعى ، طبيعى يا موضوعات ديگر ، در آغاز ، با گرد آوردن آيات مربوط به آن و با توجه به قرائن متّصل و منفصل ، قبل و بعد هر آيه و شرايط مذكور ديگر و استعانت از عقل ، مىكوشد تا با فهم معانى و مدلولات هر يك ، ديدگاه قرآن را درباره موضوع مورد بحث ، ابراز دارد . در اين راستا ، شهيد صدر دربارهء روش ترتيبى ، يعنى تفسير آيه به آيه ، مىگويد 41 : « به احتمال قوى ، به همان اندازه كه روش موضوعى ، در فقه باعث پربارى و پيشرفت فكر فقهى شده ، روش تجزيئى در تفسير ، موجب ركود و واماندگى انديشهء اسلامى گشته و تفسير را به صورت عملى تكرارى قرار داده است . »