اكبر ايرانى قمى

67

روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )

ملامسه و عدم آن ، در قرائت « لمستم و لامستم » يا اختلاف اعراب در آيهء وضو و نظير اينها ، بسيار است كه اجمالا بدان اشاره خواهيم نمود . جمهور علماء فريقين برآنند كه هر يك از قراآت سبعه را در نماز مىتوان قرائت نمود 25 ؛ ليكن آنچه نزد فقهاء اماميه مقبول و مستند به روايات معصومين - عليهم السلام - است ؛ عمل به قرائتهايى است كه در زمان ايشان ، مرسوم بوده چنان كه قرائت سبعه هم متداول ، و ردّى نيز از ايشان وارد نشده است ؛ بلكه آن را تأييد فرموده‌اند كه : « إقرؤوا كما يقرأ الناس ، إقرؤا كما علّمتم » 26 : همانگونه كه مردم مىخوانند شما بخوانيد ، همانطور كه فرا گرفته‌ايد . از اينرو قرائت شاذّ و موضوع ، مردود بوده و قرائت آن جايز نيست . در همين رابطه ، مرحوم شيخ در مقدمهء تبيان ، عقيده اماميّه را دربارهء اصل قرآن و قرائت آن چنين مىفرمايد : « آنچه در اخبار و روايات ما معروف است ، آن است كه قرآن به يك حرف و بر يك پيامبر نازل شده ، ليكن دانشمندان ما جملگى برآنند كه : « قرائت آنچه ميان قاريان متداول و رايج است جايز است » يعنى انسان به هر قرائتى كه بخواهد ، مىتواند بخواند ؛ و تأكيد بر قرائتى معين را شايسته ندانستند ، بلكه آنچه را كه ميان قاريان معروف است جايز شمرده و هرگز قرائتى را منع و تحريم نكردند . 27 » آنگاه جهت تأييد فرمايش خود ، به روايات « سبعة أحرف » اشاره مىكند و مختصرا به ذكر وجوه و توجيهاتى كه دربارهء آن گفته شده مىپردازد . سپس در پايان ، گفتهء برخى كه وجه اختلاف در قرائت را در هفت وجه ذكر نموده‌اند ؛ نقل ، و در پى آن مىفرمايد : « اين خبر كه قرآن به هفت حرف نازل شده ، هر چند خبرى است واحد ، و عمل به آن واجب نيست ؛ ليكن از وجوهى كه درباره آن گفته‌اند ، وجه آخر كه « احرف سبع » به معناى قرائت سبع مىباشد « اصلح » است . » 28 « طبق روايات ، وجه اخير مناسب‌تر است از تجويز قرائتى كه در آن اختلاف بسيار است . » 29 ليكن علّامه خوئى ، با ذكر دلايلى اين وجه را نيز مردود دانسته و پس از نقل