اكبر ايرانى قمى

46

روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )

( 18 ) با تحقيقات و بررسيهايى كه انجام شد معلوم گرديد كه نسخه موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى همان مختصر التبيان است كه اخيرا به چاپ رسيده و آخر كلام شهيد ثانى نيز به اين نكته استظهار دارد . استاد واعظ زاده خراسانى ، اخيرا به اين بنده فرمودند : « حدودا 20 سال پيش با مقابله‌اى كه انجام داديم به اين مطلب پى برديم . » همچنين در فهرست كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى : 11 / 555 ، چ دانشگاه مشهد ، شماره مسلسل نسخهء خطى تعليقه : ( 8586 ) ، مشخصات همان نسخه خطى مختصر التبيان را آورده است . ( 19 ) مقدمه تبيان : 1 / 24 ، الذريعة : 20 / 184 - 185 . ( 20 ) مرحوم حر عاملى در امل الامل : 2 / 311 درباره وى مىگويد : « الشيخ . . . فاضل ، جليل ، صالح ، فقيه ، له كتاب مختصر التبيان فى تفسير القرآن ، و كتاب متشابه القرآن و غير ذلك . . . » . ( 21 ) الفهرست شيخ : 288 ، دانشگاه مشهد ، بىتا . ( 22 ) طبرسى - چنان كه در مقدمه مجمع مىگويد - كار اين تفسير را در حدود سن 60 سالگى آغاز نمود ، و پس از آن ، با مطالعه كشّاف زمخشرى ، آن را سزاوار تلخيص يافت ، و نامش را الكافى الشافى ( الوجيز ) نهاد . وى سپس به درخواست پسرش ، تفسير گرانسنگ جوامع الجامع ( الوسيط ) ، را كه جامع ميان مجمع و الكافى است ؛ جهت بهره‌ورى بيشتر ، در ساليان پايانى عمر پر بركتش ، گرد آورد . د . ابو القاسم گرجى ، جوامع الجامع : مقدمه . چنان كه در گفتار صاحب مجمع آمد ، وى ، تبيان را الگو و قدوهء خود ، در تفسير مجمع برخواند ؛ به گونه‌اى كه پاى خويش را جاى پاى تبيان نهاده است . با اين وصف ، مناسب ديده شد ؛ به طور فشرده مطالبى دربارهء مجمع بيان شود . در پاسخ اين سؤال كه مجمع البيان چگونه كتاب تفسيرى است ؟ آيا مستقل از تبيان است يا خلاصه‌اى از آن ؟ و يا جز اين است ، سه ديدگاه را مىتوان بيان داشت . اكنون پيش از بيان اين سه نظر ، مىتوان گفت ؛ دو محور اصلى در مقايسهء اين دو كتاب وجود دارد : 1 - تنظيم مباحث ، كه زمينه‌هاى آن در چند مورد قابل ذكر است : الف - گذاشتن عناوين : ( القرائة ، الحجة ، اللغة ، الاعراب ، المعنى ، النزول ، النظم ) . ب - تفكيك مباحث از يكديگر . ج - بيان عين عبارات و يا در قالب شيواتر . د - تنظيم اقوال با ذكر شماره . ه - ايجاد يكنواختى ميان مباحث . 2 - حذف و اضافات . صاحب مجمع ، در پاره‌اى از مباحث كه به نظر وى ضرورت نداشته ، به حذف و تلخيص آنها پرداخته ، لكن - مطمئنا - كفّهء اضافات آن سنگين‌تر از حذفهاى آن است ؛ همان‌طور كه مجلدات قطور مجمع گواه اين مطلب است . عموما ، مباحث : اعراب ، قرائت ، روايت ، بيان فضيلت سور ، نظم ، قصص و اسباب نزول ، با نسبت كمى ، اضافه و تكميل شده است . يادآورى مىشود كه اولا مطالب تفسيرى ، بسيار ناچيز ، اضافه شده ، كه خود ، مطلب درخور توجه است . و ثانيا ، صاحب مجمع ، به نقد و جرح آراء تفسيرى برگزيده شيخ نپرداخته است ! اما سه نظرى كه درباره مجمع مىتوان گفت : 1 - مجمع خلاصه و گزيده‌اى از تبيان است 2 - مجمع شكل آراسته و مهذّب و منظم تبيان است ، همراه با حذف اضافات 3 - مجمع ، تفسير مستقلى است و تبيان اصلىترين مرجع آن است و نيز اين حذف و اضافات مىنماياند كه مجمع البيان تفسيرى غير از تبيان است . از آنچه گفتيم معلوم مىشود كه مجمع مسلما خلاصه تبيان نيست ؛ ولى آيا اين نكته ، كه اغلب مطالب مجمع از تبيان بوده و حتى عبارات نيز