عبد الشكور فلاح
100
زينة القرآن ( آموزش تجويد قرآن ) ( فارسى )
2 - سكت در لغت ، امتناع و خوددارى است ، مثل اينكه گفته شود : « سكت عن الكلام » ( از سخن گفتن خوددارى كرد ) ، امّا در اصطلاح به قطع صوت به مدتى كمتر از زمان وقف ( كه از روى عادت انجام مىگيرد ) و بدون قطع نفس و با قصد ادامهء تلاوت گفته مىشود . عمل سكت مقيد به شنيدن است و جز در جايى كه با سند و مدرك ثابت شده و روايت بر آن صحّه گذاشته باشد جارى نمىشود « 1 » . در روايت حفص ، راوى عاصم كوفى ، فقط در چهار مورد در قرآن عمل سكت انجام مىشود كه عبارتاند از : 1 - عِوَجاً قَيِّماً ( كهف / 1 - 2 ) 2 - مَرْقَدِنا هذا ( يس / 52 ) 3 - مَنْ راقٍ ( قيامة / 27 ) 4 - بَلْ رانَ ( مطفّفين / 14 ) « 2 » علماى فن قرائت ، علّت سكت ميان « عوجا » و « قيّما » را اين مىدانند كه « قيّما » از نظر اعراب ، اتصالى به عوجا ندارد و نصب آن به دليل فصل مضمر است كه تقديرش « أنزله قيّما » بوده است كه حال از « هاء » در « أنزله » و يا از كلام مؤمنين است . و در « مرقدنا » براى بيان اين است كه كلام كفار به پايان رسيده و جملهء « هذا ما وعد الرحمن » يا از كلام ملائكه است و يا از كلام مؤمنين . و در « من راق » و در « بل ران » عمل سكت به جهت اظهار اين مطلب است كه ايندو كلمه جداگانهاند « 3 » .
--> ( 1 ) - النشر ، ج 1 ، ص 243 . ( 2 ) - ابن الجزرى در موارد چهارگانه فوق عدم سكت ( در دو مورد اول ) و ادغام ( در دو مورد بعدى ) را نيز از حفص جايز مىداند . النشر ، ج 1 ، ص 426 . ( 3 ) - النشر ، ج 1 ، ص 426 .