جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
عمدة القاري 79
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى )
شد تمام اين نظم من بر شصت و يك بيت اى شرف * در رجب از سال هفصد با سه سال آمد دگر التماس از هر كه خواند آنكه يادم مىكند * بر دعاى خير آمرزش بخواهد تا مگر عاقبت باشد به خير و ختم بر ايمان بود * و ان بهشت جاودان از فضل خود بخشد مگر هر كه آمين گويد او در اين دعا باشد شريك * وز عذاب گور و دوزخ بخشد از لطفش مفر در بيان مخارج « 1 » حرف حلقى را دو از اقصاى حلق است اى پسر * از ميان حلق دو ، از آب خورش « 2 » هم دو يقين همزه [ و ] ها ، عين و حا ، پس غين و خا ، نيكش بدان * از ملازه قاف و كاف است اى هنرمند زمين جيم و شين بينى بود وسط دهان اى يار من * طاء تا دال از سقف دهانت كن چنين مخرج ضاد از يكى جانب همى گو از زبان * ديگر از تيزى كه با او باشد از دندان مبين صاد و زى سين ز باريكى زبان باشد يقين * وز بن دندان بيايد رى و لام و نون متين
--> ( 1 ) از اينجا به بعد هر چند در نسخه به صورت پيوسته با منظومهء عمدة القارى آمده است ، و شايد از سرودههاى همين حافظ شرف باشد كه در ادامهء منظومهء عمدة القارى ضبط شده است ، امّا جزء منظومهء فوق نيست . ( 2 ) س : خرش .