ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
57
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
اين نكتهء اخير را احتمالا بايد به جهان آخرت مربوط دانست ، زيرا تصويرى كه معمولا قرآن ارائه مىكند ناظر به زمانى است كه در آخرت و قيامت بين مردم داورى مىشود ، و پيامبر هر قوم براى شهادت دادن بر آنان حاضر است ( شايد بدين معنى كه شهادت دهد كه پيام الهى را درست به آنان رسانده است ) . « 1 » به يك معنى در قرآن تحول هست ، اما به واقع تغيير نيست . جنبههاى جديد از همان آغاز در مفهوم نذير وجود دارد . تغيير در اوضاع و احوال حضرت محمد [ ص ] و مسلمانان بود كه صراحتيابى اين جنبهها را ايجاب كرد . بنابراين روند تحول نبايد به منزلهء نمايش گسستگى در قرآن تلقى شود ، بلكه انطباقيابى تعاليم اساسى آن بر وفق آراء و انديشههاى متحول و نيازهاى متحول مسلمانان . 4 . ثبت و كتابت قرآن مجيد محتمل به نظر مىرسد كه يك چند ، و شايد چند سال ، حضرت محمد [ ص ] و مسلمانان عبارات وحيانى نازل شده بر حضرت را فقط در حافظه نگه مىداشتند . در جامعهاى كه عمدتا شفاهى بود ، اين كار ، عملكردى متعارف بود . عربها با شعر عربى پيش از اسلام هم همين معامله را مىكردند . همچنين محتمل است كه اغلب بخشهاى قرآن ، در طى حيات حضرت ، به صورت مكتوب درآمده بوده باشد . مسائل ذىربط با اين امر ، از آنچه در بادى نظر ، به نظر مىآيد بسيار پيچيدهتر است . همين است كه مدافعان حريم اسلام در برابر معارضهجويىهاى مسيحيان و ديگران كه از آنان مىخواستند كه در زندگى حضرت از معجزهاى سراغ دهند كه مؤيّد مدعاى رسالت او باشد ، مىگفتند معجزهء حضرت خود قرآن است . اين سخن در خود قرآن ريشه دارد ، يعنى در آنجا كه از كافران ، به صورت تحدّى خواسته مىشود كه سوره يا سورههايى همانند قرآن بياورند [ يونس ، 38 ؛ هود ، 13 ؛ قصص ، 49 ] ؛ ولى مدافعان پا را از اين حد فراتر مىگذاشتند
--> ( 1 ) . قس آيهء 41 . سورهء نساء ؛ آيهء 89 سورهء نحل ؛ آيهء 47 سورهء يونس : « و هر امتى پيامبرى دارد ؛ و چون پيامبرشان بيايد ، درميان آنان دادگرانه داورى شود و بر آنان ستم نرود » ، مىتواند آخرتانديشانه فهميده شود ( بر خلاف نظرى كه در كتاب محمد در مدينه ، ص 229 ابراز شده است . نيز قس - رودى پارت ، « نقد و بررسى كتاب محمد در مدينه » در نشريهء Der Islam ، شمارهء 35 ، 1957 ) .