ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
53
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
و مژدهآور است . و چون با « نذير » همراه گردد مراد تقابل آنهاست . « نذير » به مردم خبر از مجازات و عذاب احتمالى مىدهد ، حال آنكه « بشير » از پاداش نيكوكاران آگاهشان مىسازد . گاه به نظر مىرسد كه فعل « بشّر » به معناى « اعلام خبر خوب » است . و در عربى مسيحى ، اسم « بشارة » براى خبر خوب و مژده بهكار مىرود . اما در قرآن كريم در چند مورد « بشّر » راجع به عذاب است . « 1 » هرچند مىتوان آن را به معناى طنز و تهكّم حمل بر « بشارت دادن » كرد ، اما بهتر مىنمايد كه آن را صرفا « اعلام كردن » بگيريم . فرهنگها [ ى عربى ] اين نكته را مىرسانند كه معناى اين كلمه خبردادن از چيزى است كه تغيير در « بشره » يا سيماى انسان پديد مىآورد . و اين امر بر اثر خبر خوب يا مژده دادن نظير بهدنيا آمدن فرزند رخ مىدهد ، ولى همچنين ممكن است كه بر اثر خبر ناگوار هم پديد آيد . در هرحال كلمهء « بشير » نشان مىدهد كه وظيفهء حضرت محمد [ ص ] منحصر به انذار / هشدار نيست . كلمهء ديگرى كه دربارهء حضرت بهكار مىرود « مذكّر » است كه معناى عادى آن كسى است كه به ياد مىآورد ، تذكر و پند مىدهد ، و به پيامى كه او مىآورد « تذكره » ( پندآموز ، موعظه ) مىگويند . اين ريشه تحول معنايى بسيارى در عربى يافته است كه امكان نمىدهد بتوان همهء دلالات آن را در انگليسى بيان كرد . هرچند نخستين صيغهء اين فعل ، يعنى ذكر ، معمولا به remember ( بهياد آوردن ) يا mention ( ياد كردن ) ترجمه مىشود ، ولى غالبا تأكيد خاصى دربارهء به ياد آوردن چيزى كه قبلا معلوم بوده ، سپس فراموش شده است ، وجود ندارد . به نظر مىرسد كه فحواى اصلى ، در خاطر نگاه داشتن چيزى و در پيش گرفتن رهيافت و رفتار درست است . بدين ترتيب دومين صيغهء اين فعل ، يعنى ذكّر ( كه مذكّر اسم فاعل آن است ) به معناى خاطرنشان كردن چيزى به كسى است به شيوهاى كه رفتار مناسب در پيش گيرد . و اين ممكن است تقريبا به كلمهء admonish ، يا exhort انگليسى ترجمه شود . در قرآن معناى آن بسيار نزديك به « هشدار » است ، چنان كه در آيهء 45 سورهء « ق » مشاهده مىشود ، كه به حضرت محمد [ ص ] گفته شده است :
--> ( 1 ) . آيهء 21 سورهء آل عمران ؛ 138 سورهء نساء ؛ 3 و 34 سورهء توبه / برائت ؛ آيهء 7 سورهء لقمان ؛ آيهء 8 سورهء جاثيه ؛ آيهء 24 سورهء انشقاق . اين كاربرد را آرتور جفرى در واژههاى دخيل در قرآن مجيد مورد بحث قرار نداده است .