ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
42
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
از مشركان نباشند . بدينسان اين كلمه صرفا با شخص ابراهيم [ ع ] يا آيين او چنانكه در قرآن بازتاب يافته است ، و نيز با اسلام پيوند دارد ، و درعينحال با يهوديت و مسيحيت ، و نيز با شرك تقابل دارد . محققان بعدى مسلمان هم اين كلمه را در معنايى كه ياد شد بهكار بردهاند ، و گاه حنيف را بهعنوان معادل يا مترادف « مسلم » ، و حنيفيه را معادل اسلام گرفتهاند . در مصحف ابن مسعود در آيهء 19 سورهء آل عمران كه مىفرمايد : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ ، بهجاى « اسلام » ، كلمهء « الحنيفيّة » بهكار رفته است . علماى اسلام همچنين كوشيدهاند ثابت كنند كه پيش از حضرت محمد [ ص ] [ در عربستان ] مردانى بودهاند كه پيرو حنيفيت يا توحيد ناب [ ابراهيمى ] بودهاند . در اين نكته شكى نيست كه مردمى بودهاند كه پيرو دينى پاكتر و رساتر [ از دين عرب پيش از اسلام ] بودهاند ، ولى بعيد است كه خود را با عنوان « حنيف » نامبردار كرده باشند ، چرا كه اگر چنين كرده بودند ، اين كلمه ديگر نمىتوانست بهعنوان معادل « مسلم » بهكار رود . شاعران عرب پيش از اسلام « حنيف » را به معناى مشرك يا بتپرست بهكار بردهاند ، و كاربرد مسيحى آن هم با همين معنى بوده است ، چه اين كلمه به هيئت جمعش ، يعنى حنفا از سريانى « حنپه » hanpe گرفته شده است . مسيحيان در انتقادات تمسخرآميزشان از مسلمانان اين كلمه را با اين فحوا به كار بردهاند ، و سرانجام مسلمانان ، از حنيف و حنفا ناميدن خودشان دست برداشتهاند . دراينباره در مقالهء « حنيف » در دايرة المعارف اسلام ( به انگليسى ، طبع دوم ، چاپ لندن ) بحث و تحقيق مفصلترى آمده است .