ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
26
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
آنان ، و اين كار را [ دولت روم ] با كمك مالى به گروههاى نيمه چادرنشين و كوچنشين در مرزهاى صحرا انجام مىداد كه جلوى هجوم آنان را به داخل كشور بگيرد ، يعنى با غسانيان در مرز بيزانس در حجاز و ساير مناطق و بالخميان كه مركزشان در حيره بود در مرزهاى ايرانى چنين معاملهاى مىكرد . در حاشيهء عربستان انواع و اقسام امكانات كسب نفوذ وجود داشت . در حوالى سال 521 م امپراتورى مسيحى حبشه سرزمينهاى آباد يمن را در جنوبغربى عربستان تصرف كرد و اين كار را باوجود اختلافات عقيدتى - دينى با حمايت كامل و شايد تشويق امپراتورى بيزانس انجام داد . يمن تاحدود سال 575 م تحت حكومت حبشيان باقى ماند ، و سپس با لشكركشى دريايى ايرانيان ، حبشيان از آنجا بيرون رانده شدند . ايران كنترل بخشى از شهرهاى كوچك در كرانهء شرقى و جنوبى عربستان را هم بهدست آورد . اين امر به آسانى از طريق حمايت از يك جناح [ بومى ] طرفدار ايران انجام مىگرفت . حادثهء مربوط به عثمان بن حويرث در سال 590 م از اين قرار بود كه بيزانسىها كوشيدند كه با مدد رساندن به او كه حاكم دستنشاندهء مكّه بود ، مكّه [ و طبعا عربستان ] را به كنترل خود درآورند . توجه و تعلق خاطر مكيان به مبارزهء دو امپراتورى در عبارتى از قرآن كريم ( سورهء روم ، آيات 1 - 5 ) انعكاس يافته است . از ديرباز اين آيات را ناظر به پيشگويى و اخبار از غيب در باب پيروزى نهايى روم يا بيزانسىها مىشمردند . « 1 » و چهبسا يكدو اشاره به جنگ [ آنان با ايرانيان ] هم [ در قرآن كريم ] وجود داشته باشد . بخشى از موفقيتهاى بعدى حضرت محمد [ ص ] در عربستان چهبسا ناشى از اين واقعيت است كه با انقراض امپراتورى ايران
--> ( 1 ) . يك دگرخوانى ( اختلاف قرائت ) با تفاوت يك نقطه معناى نقطهء مقابل اين را مىدهد ؛ ولى اين قرائت بسيار بعيد است درست باشد . چرا كه در هيچ تاريخى در حوالى زمانى كه اين آيات نازل شده ، شكست مهمى از ايرانيان در كار نبوده است .