ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )

12

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )

تهذيب و تحرير و اصلاح و گسترش پروفسور وات به يك كتاب طراز اول و بىعيب و ايراد تبديل شده كه وات حتى آن‌جاها كه در آن چند ايراد عقيدتى / كلامى ( نظير تعريف و منشأ وحى ) ديده ، همه را رفع كرده چنان‌كه سرانجام هم قرآن‌شناسان جهان اسلام و قرآن پژوهان مسلمان با وات موافقند و هم وات با آنها كه هم در مقدمه آورده و هم در پى - گفتار پايانى كتاب . نيز بنابه ضرورت بنده هم در ترجمهء فارسى يك يا دو مورد - در سراسر كتاب - يادداشت توضيحى يا انتقادى آورده‌ام . استاد و . مونتگمرى وات كه امروزه از والامقام‌ترين و برجسته‌ترين و همدل‌ترين اسلام‌شناسان [ به ويژه سيره و قرآن‌پژوهان ] در جهان غرب ، و طبعا از نظر كار و كارنامه و رويكرد و رهيافت دين‌پژوهى است و نظر به ارج و اعتبار و احترامى كه محققان مسلمان براى ايشان قائلند ، مقام شامخ‌ترى از استاد خود ( ريچارد بل ) دارد ، دريغش مىآيد كه اين « مقدمه [ بر ترجمهء ] قرآن » كه اثرى ارزشمند است ، اما غث و سمين دارد ، ناويراسته و چند گام عقب از تحقيقات پيشرفتهء قرآنى جهانى باشد ؛ لذا مىگويد : « . . . در يك دو نكته هست كه من نمىتوانم نظريه‌هاى او را دربارهء قرآن بپذيرم و آنها را در مقاله‌اى تحت عنوان " تاريخ‌يابى [ جمع و تدوين ] قرآن ، بازنگرى و نقد نظريه‌هاى ريچارد بل " ( در نشريهء انجمن همايونى آسيايى ، 1957 ، 46 - 54 ) بيان كرده‌ام . بالنتيجه اين روش به نظرم بهتر آمد كه همانند فريدريش شوالى [ F . Schwally مستشرق و قرآن‌شناس آلمانى و شاگرد نولدكه كه اثر او ( تاريخ قرآن ) را بهسازى ، و پس از رفع نواقص ، با افزايش و پيرايش بسيار منتشر و در واقع آن را احيا و پذيرفتنى ( تر ) كرد ] رفتار كنم ؛ يعنى در سراسر اين بازنگرى و بازنگارى به نام خود سخن بگويم [ يعنى راوى « من » باشم ] و به استادم ريچارد بل به صورت سوم‌شخص اشاره كنم ، به ويژه در جاهايى كه با نظر او مخالفت دارم . اين خدمت خالصانه ، به چنين دانشمندى در واقع مستلزم جدّى گرفتن آراء و انديشه‌هاى او و نقادى آزادانه و صريح آنهاست . اميدوارم اين بازنگرى و بازنگارى ، نسل جديد محققان را در شناخت اهميت تجزيه و تحليل سختكوشانهء بل از قرآن يارى برساند . . . » . ( نقل از پيشگفتار استاد وات ، صفحهء اول ) . نيز به اين نمونه از دقت‌نظر ، انصاف علمى ، و همدلى بىهمتاى او توجه فرماييد : « وارد كردن يك تغيير عمده در صورت بيان ، يعنى ظاهر تعبير او [ در مورد