رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
40
در آستانه قرآن ( فارسى )
آيه 1 ) : « اقترب للناس حسابهم - نزديك شد براى مردم حسابشان » تفسير مىگويد كه پيامبر ( ص ) مىخواسته كه بگويد : « رسيدن من و ساعت همانقدر از هم جدا هستند كه انگشت سبابهام از انگشت وسطى » ( ص 15 ) . پس بدين ترتيب ، اين انديشه كه فاجعهء نهائى ، فاجعهاى كه جهان هستى در آن غرق خواهد شد ، قريب الوقوع مىباشد ، بدفعات زيادى در قرآن مجيد آمده ، و اين انديشهاى بود كه بر فكر تمام افراد نخستين نسل مسلمان مستولى بود . بسيارى از روايات ديگر اين موضوع را نشان مىدهد و تلاشهائى هم كه بعدها براى از بين بردن شكى كه بر اثر اين پيشبينى پيدا شده بود به عمل آمد ، ثابت مىكند كه اين انديشه براى نسل بعدى نيز مأنوس بوده است ( ص 16 ببعد ) « شريعت ( محمد ص ) بدان سان كه بطور موجز بيان داشتيم ، . . . دربارهء خدا و رستاخيز . . . نشان دهندهء هماهنگى عجيبى با شريعت مسيح است » ( ص 21 ) « ما بدينجا رسيدهايم كه فكر كنيم ( محمد ( ص ) ، متعلق بود و يا منشعب بود از يك تيرهء مسيحى كه تصور مىكردند زمان پايان يافته ، و بدين جهت منتظر چيزى نبودند جز آمدن پيغمبرى كه از پيش توسط عيسى مسيح بنام « فارقليط » پيشگوئى شده بود ( ص 23 ) تحت نام پاراكلت ( فارقليط ) معادل عربى احمد و صورت ديگرى از محمد ( ص ) . باضافه ، قرآن در چندين جا به پيامبر اكرم اعلام مىدارد كه شايد خود او ناظر مكافاتى گردد كه كافران بدان تهديد شدهاند . ولى با وجود اين مطلب بطور قطعى ياد نمىشود و چه بسا كه پيامبر پيش از رسيدن ساعت موعود درگذرد . ( ص 35 ببعد ) بالنتيجه قرآن در قسمت اول ( نزول ) خود يك آپوكاليپس است يعنى « وحيى است دربارهء پايان عالم » . ( ص 68 ) . براى اينكه قرآن بوسيله شخص محمد ( ص ) و يا بلافاصله پس از رحلتش جمعآورى نشده باشد « دليلى قاطع با خصلتى