رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
25
در آستانه قرآن ( فارسى )
--> عمر بن خطاب مىباشد . اين روايت در منابع ديگر هم آمده است بخارى : جهاد 176 جزيه 6 ، علم 49 ، مرضى 17 ، مغازى 83 ، اعتصام 26 ، صحيح مسلم : وصيته 20 ، 21 ، 22 ، مسند احمد 1 : 232 ، 293 ، 324 ، 336 ، 355 و 3 : 346 ، طبقات ابن سعد 2 : 2 : 36 ، 324 ، 336 ، سيرهء ابن حزم : 263 ، تاريخ طبرى 1 : 1806 دخويه و منابع ديگر . . . . . . موضوع خوانا و نويسا بودن پيامبر گرامى ( ص ) و معنى « امى » از مباحثى است كه هميشه مورد گفتگو بوده و هنوز نيز هر از چند گاهى مجددا مطرح شده و مورد بحث قرار مىگيرد . در اين كه پيغمبر اكرم ( ص ) در همه عمر چيزى بدست خود ننوشت جاى سخن نيست . و در اينكه پيش از بعثت خواندن نيز نمىدانست گفتگوئى ندارد . همهء بحث مىماند بر سر اينكه پس از بعثت خواندن مىدانسته يا نه ؟ مسأله هم كاملا نظرى است و حكم در آن باره بستگى به دلايل موجود دارد . اثبات و عدم اثبات آن نيز خللى در اعتقادات وارد نمىكند . با وجود اين مطلب بسيار روشن است . حضرات مىخواهند از راه تأويل كلمهء « امى » ناخوانا بودن پيامبر ( ص ) را نفى كنند . به زعم ايشان اميون كسانى هستند كه به شريعت الهى جاهلند و نبى امى منسوب بدين جاهلان است و شريعت الهى را به ايشان تعليم مىدهد . پس او نبى اين جاهلان يعنى نبى اين اميين است . در صورتى كه معنى امى در قرآن ( خواه وصف عرب و يا وصف نبى ( ص ) ) طبق تفسير همه مفسران اسلامى جهل به كتابت و قرائت است . منتهى حضرات جهل به شريعت الهى را « اميت » مىدانند . حال سؤال اصلى اين است كه آيا عرب بيشتر به كتابت و قراءت جاهل بود و يا به شريعت خدا ؟ مثلا در شهر مكه و مدينه كسانى كه خواندن و نوشتن مىدانستند بيشتر بودند و يا آنها كه با اديان الهى ( يهود و نصارا . . . . ) آشنائى داشتند ؟ مسلم است كه تعداد باسوادها خيلى كمتر از آنها بوده كه به كيفيتى با اديان الهى سر و كار داشته و با آنها آشنائى داشتهاند . پس طبيعى است كه منظور از « امى » جاهل به كتابت باشد . گذشته از آن ، پيامبر ( ص ) خود فرمود : « انا امة امية لا نحسب و لا نكتب » . به هر صورت ، چون مطلب در خور توجه خاصى است بحث مستوفى در آن مورد را به مجالى وسيعتر مىگذارد . ر ك : مقالهء ارزندهء دانشمند شهيد استاد مرتضى مطهرى در كتاب خاتم پيامبران 2 : 541 ببعد ، حقائق الاسلام عقاد 164 ، مقاصد الشريعة الاسلامية علال الفاسى : 72 ، تاريخ قرآن دكتر عبد الصبور شاهين ( قاهره 1967 ) ص 45 ببعد . البشارات و المقارنات محمد صادقى ( نجف ) 166 و 443 ، مصادر الشعر الجاهلى دكتر ناصر الدين الاسد 43 ببعد ، السنة قبل التدوين محمد