حميد محمد قاسمى

23

تمثيلات قرآن ( فارسى )

مثل از شعر پايدارتر و از خطابه برتر است ، و چيزى از ارزش آن نمىكاهد و جاى آن را نمىگيرد ، و شيوع و رواج تمثيلات به حدّى است كه در ضرب المثل‌ها مىگويند : فلان چيز از مثل هم رايج‌تر است . » « 1 » شايد بتوان گفت ، در بحث تمثيل هيچ يك از علماى علم بلاغت را نتوان سراغ گرفت كه همچون عبدالقاهر جرجانى ( 471 ه ) در كتاب خود « اسرار البلاغه » به خوبى از عهده بر آمده باشد ، و حقّ اين موضوع را به شايستگى ادا كرده باشد . « 2 » وى در مقدّمهء بحث خود پيرامون اين موضوع ، اشاره داشته است كه : « نخستين و شايسته‌ترين و سزاوارترين چيزى كه بايد در آن بطور كامل انديشيده شود و دقت شود ، بررسى درباره تشبيه و تمثيل و استعاره است . يعنى اصولى بزرگ كه مهمترين محاسن كلام را - اگر نگوئيم كه همه است - در برگرفته و به آنها بر مىگردند و همچون قطب‌هايى هستند كه معانى پيرامون آنها دور مىزنند و مانند قطرهايى مىباشند كه از هر سو آن را احاطه نموده‌اند . » « 3 » او در اهميّت نقش مثال و تاثيرات شگرف آن بر دلها و انديشه‌ها مىگويد : « آگاه باش كه همه خردمندان اتفاق دارند بر اينكه تمثيل آنجا كه عقب معانى بيايد ، معانى كه به اختصار در معرض آن قرار بگيرد ، و از صورت اصلى خود به صورت آن منتقل بشود ، بر آن معانى جامهء شكوه مىپوشاند و فضيلت مىبخشد ، پايگاه و قدر معانى را بالا برده و آتش آن را بر مىافروزد ، و نيروى آن را در تحريك جانها دو چندان مىكند و دلها را به سوى آن معانى جلب مىكند ، و از اعماق دل بر آن معانى رقّت و شور و عشق برمىخيزد ، طبايع را وادار مىكند كه بدان مهر ورزند . » 1 ) اگر مدح باشد باشكوهتر و باجلالتر و در دلها شريفتر و بزرگتر و در جلب قلوب

--> ( 1 ) . العقد الفريد ، ج 3 ، ص 3 . ( 2 ) . بسيارى از محقّقين از جمله محمد رشيد رضا در : تفسير المنار ، ج 1 ، ص 167 ، به نكته فوق الذكر اشاره داشته اند . ( 3 ) . اسرار البلاغه ، ص 16 .