حميد محمد قاسمى
16
تمثيلات قرآن ( فارسى )
نغز و ظريف در بردارد و به سبب سادگى و روانى و عمق انديشه در طىّ روزگاران مقبوليّت يافته و سرانجام در زبان خاص و عام جارى و سارى گشته و نام « مثل » به خود گرفتهاند . » « 1 » تاج الدين شريشى « مثل » را چنين تعريف نموده است : « مثل غالبا از اشياء و جمادات و اشجار و حيوانات و مانند آن حكايت مىكند و در آن ظاهرا حقيقتى نيست ولى درون آن معانى عاليه و تعاليم پر مغز نهفته است كه شنونده از آن حكمتى مىآموزد يا فايدتى مىاندوزد . » « 2 » و علّامهء طباطبائى صاحب تفسير گرانسنگ الميزان ، در تعريف « مثل » آورده است : « كلمهء « مثل » به معناى وصفى است كه چيزى را در آن حالى كه هست مجسّم كند ، چه اينكه آن وصف واقعيّت خارجى داشته باشد و چه اينكه صرف فرض و خيال باشد . مانند مثلهائى كه در قالب گفتگوى حيوانات يا جمادات با يكديگر مىآورند . و « ضرب المثل » به معناى اين است كه مثل در اختيار طرف بگذارى ، و كانّه پيش روى او نصب كنى تا در آن تفكّر و مطالعه كند . مانند زدن خيمه كه معنايش نصب آن است براى سكونت . » « 3 » و « 4 » از تعريفات ادبا و دانشمندان دربارهء « مثل » معلوم مىشود آنها هم اختصار لفظ و وضوح معنى و لطف تركيب را از شروط مثل مىدانند . زيرا تا اين اوصاف در عبارتى جمع نشود آن عبارت مورد قبول عامّه واقع نمىشود و استعمالش در محاورات همگان شايع و
--> ( 1 ) . ده هزار مثل فارسى ، مقدّمه ، ص 7 . ( 2 ) . شرح مقامات حريرى ، به نقل از « امثال قرآن » على اصغر حكمت ، مقدّمه . ( 3 ) . تفسير الميزان ، ج 14 ، ص 605 . ( 4 ) . ضرب المثل : يا از « ضرب فى الارض » گرفته شده ، زيرا مانند مسافرى كه شهر به شهر مىگردد ، اين سخن نيز در زبانها مىگردد ، يا از « ضرب الاوتار » است كه مانند آهنگها ، حالات و اوضاع روحى را مىنماياند يا از « ضرب الخيمه » است چون مثلها مانند خيمه در ميان ملل ثابت مىماند . » پرتوى از قرآن ، ج 1 ، ص 101 و الصورة الفنية فى المثل القرآنى ، ص 82 .