عبد الحسين شهيدى صالحى

389

تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )

شده است . مؤلف در مقدمهء خود ابتدا روش خويش را در اين تفسير بيان كرده سپس به تفسير استعاذه و بعد بسم الله پرداخته است . روش مفسر بدين‌گونه است كه ابتدا آيهء شريفه را آورده است سپس به‌گونهء روان و شيرين و با سبكى زيبا و نيكو و با در نظر گرفتن جوانب بلاغت و ادب به ترجمهء آيه پرداخته است و كوشش فراوانى كرده است كه ترجمهء آيات كمال مطابقت را با متن عربى قرآن كريم داشته باشد . و در ترجمهء آيات سبك ميانه را برگزيده و راه افراط و تفريط را نپيموده است . او اساس كار خويش را بر دو قاعده قرار داده : نخست بر قاعدهء « القرآن يفسر بعضه بعضا » دوم تفسير از طريق اهل بيت ( ع ) . او بر اين عقيده است كه آيات قرآن كريم داراى ظاهر و باطن است . لذا تلاش مفسر بر آن است كه همهء بحثهاى خود را به روايات ائمه ( ع ) ارتباط دهد . چون باطن قرآن مجيد را بايستى از ائمه معصومين ( ع ) اخذ كرد و در كنار ذكر احاديث و روايات به نقل اقوال صحابه و تابعان چون ابن عباس مجاهد و قتاده پرداخته است و از تفاسير كهن همچون تفسير امام حسن عسكرى ، تفسير فرات كوفى ، تفسير على بن ابراهيم قمى ، تفسير شيخ طوسى ، تفسير عياشى ، و تفسير شيخ طبرسى نيز بهره برده است . مؤلف از جمله مفسران شيعه است كه چند اثر گرانقدر در قرآن‌پژوهى از خود باقى گذاشته است . از جمله تفسير كبيرش به زبان عربى و تعديل العقيدة و القراءة در تجويد به زبان فارسى در شرح و بيان قواعد تجويد و قرائت قرآن نسخه‌اى به‌شمارهء 5789 در كتابخانهء آيت الله مرعشى در قم محفوظ است و كتاب ميزان التلاوة در تجويد فارسى براى تعليم مبتديان و كيفيت آموزشى فن تجويد كه نسخه‌اى به‌شمارهء 6081 در كتابخانهء آيت الله مرعشى در قم محفوظ است . نگارنده نسخه‌هاى تفسير و ساير آثار قرآن‌پژوهى وى را در كتابخانهء سبط وى ( نوادهء دخترىاش ) عالمهء فاضله فاطمه خاتم در كربلا مشاهده كرده است . همچنين بعضى از آنها نزد كاتب اين سطور موجود است .