عبد الحسين شهيدى صالحى
122
تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )
معروف را چون ابو على فارسى و خليل و زجاج و مبرد و سيبويه و ثعلب را نقادانه نقل مىكند و در فصل قراآت با ذكر آراء قرّاء چون كسائى و اعمش و عاصم و حمزه و حفص نظر خويش را بيان نموده و به داورى مىپردازد . اين تفسير به ترتيب سورههاى قرآن كريم از سورهء الحمد آغاز شده و تا سورهء الناس در ده جلد پايان يافته است . مفسر در آغاز هر سوره نام آن و علت تسميهء سوره را بيان مىنمايد . سپس مكى يا مدنى بودن آن را ياد مىكند و چنانچه ناسخ و منسوخ يا نكتهء مهم ديگرى دربارهء آن لازم باشد شرح مىدهد و بعد آيات قرآن كريم را يكايك ذكر نموده و به تفسير و شرح قرائت و معانى واژهها با شاهد آوردن از اشعار عربى و جنبهء دستورى و نحوى و صرفى با استدلال به گفتهء بزرگان و سپس به شرح و تفسير معنى كلى آيه با نقل نظرات مفسران فريقين سنى و شيعه و گاهى رد و ايرادها و حل مشكلات بر مبناى افكار استوار خويش و مشرب اصولى و اجتهاد خود مىپردازد . و از مشهورترين مفسران فريقين سنى و شيعه مانند : ابن عباس ، مجاهد ، عبد الله بن مسعود ، سعيد بن جبير ، قتاده ، ضحاك بن مزاحم ، اسماعيل سدى ، على بن عيسى رمّانى ، عطاء بن ابى رباح ، يحيى بن زياد فراء ، حسن بصرى ، ابو على محمد بن عبد الوهاب جبّائى ، ابراهيم زجاج ، ابو القاسم عبد الله بن احمد بلخى ، عبد الرحمن بن زيد ، ربيع بن انس ، ابو عبيد جرّاح ، عامر بن عبد الله ، محمد بن جرير طبرى ، رفيع بن مهران ابو العاليه ، عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج و غيره نقل قول مىنمايد . بهاء الدين خرمشاهى در مقالهء خود به كنگرهء جهانى هزارهء شيخ مفيد دربارهء اين تفسير چنين ياد كرده است : « تفسير تبيان يكى از تفاسير عمدهء قرآن و يكى از سه چهار تفسير مهم و قديم شيعه به شمار مىآيد . . . » و بعد به شرححال مفسر مىپردازد و گفتار امين الاسلام شيخ طبرسى را نقل مىكند و سپس به شرح شيوه و سبك اين تفسير مىپردازد كه