ابو الفضل مير محمدى زرندى

90

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

اين بحث ، بحثى است تعبدى كه بايد ادله و شواهد آن را در قرآن كريم و يا از احاديث جستجو كرد و عقل را در اثبات آن ، ( به اينكه بگويد : اگر آن حضرت عالم نباشد منافات با شؤون پيغمبرى دارد ) راهى نيست ؛ زيرا آن حضرت ، حتما و يقينا در يك وقتى عالم نبوده و بعدا عالم گشته است چرا كه علم همهء انبياء ، اكتسابى است چنانچه در خود قرآن ، آيات زيادى بر آن دلالت دارد كه عبارتند از : 1 - « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ » « 1 » : همچنين روحى را از امر خودمان به تو فرستاديم ( كه تو را تعليم كند ) و تو قبلا هيچ اطلاعى از كتاب و ايمان نداشتى . 2 - « قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » « 2 » : بگو پروردگارا علم مرا زياد فرما . 3 - « وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ » « 3 » : به تحقيق ، تو قرآن را از ناحيه خداى حكيم و دانا تلقى مىكنى . 4 - آياتى از قبيل « ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ، كِتابٌ مَرْقُومٌ » و آيه « وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ » و آيه « وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ » و آيهء « وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ ، نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ » و امثال اين آيات ، كه خداى تعالى از پيغمبرش مىپرسد : آيا غير از خدا چه كسى تو را از اين موضوعات آگاه كرده است .

--> ( 1 ) سورهء شورى ، آيه 52 . ( 2 ) سوره طه ، آيه 114 : ( 3 ) سوره نمل ، آيه 6 .