ابو الفضل مير محمدى زرندى

79

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

اظهار كرد يا ابا الابتر « 1 » ، و سپس گفت : من پيغمبر را مبغوض مىدارم ، پس سورهء شريفه نازل شد كه : اى پيغمبر ! ما به تو كوثر عطا كرديم « 2 » . و كسى كه ترا دشمن مىدارد او ابتر و بىخير است « 3 » ، در نتيجه كسى كه منقطع از خير است و ابتر او است نه تو . بنابر اين آنچه كه در اسباب النزول آمده ( گفته شده كه سند آن هم صحيح است ) كه ابن عباس مىگويد : كعب بن اشرف وارد مكه شد پس قريش به او گفتند كه تو سيد و بزرگ قريشى ولى اين كسى كه بالاى منبر است مدعى است كه از ما بهتر است با اينكه ما اهل حج و سقايت ( سقائى حجاج ) و دربان خانهء خداييم . كعب گفت : نه ، شما بهتر و از نيكانيد پس آيهء « إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » نازل شد « 4 » . پس بايد گفت : هر گاه كسى به اين حديث اعتماد كند بايد بگويد : مراد اين است كه اين آيه ، نازل شده است هر چند در ضمن سوره ، تا با احاديث ديگرى كه دلالت بر نزول يكجائى سوره داشتند منافات پيدا نكند . 12 - سوره تبت سيوطى اين سوره شريفه را در شمار سوره‌هايى كه يك جا نازل شده ذكر كرده است « 5 » و در كتاب اسباب النزول مىگويد : بخارى و غير او از ابن عباس نقل كرده‌اند كه روزى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بالاى كوه صفا رفت و ندا كرد : « يا صباحاه » استغاثه كرد تا مردم جمع شوند پس قريش به خدمت حضرت آمدند و در بالاى كوه جمع شدند و فرمود : هر گاه بگويم دشمن در صبح و يا در شب به شما رو آورده آيا مرا تصديق مىكنيد ؟ عرض كردند بلى سپس فرمود : من شما را از عذابى كه در پيش داريد ( عذاب قيامت ) مىترسانم پس ابو لهب گفت : « تبالك » : اى مرگ بر تو ، براى همين ما را جمع كردى ؟ آنگاه خداوند سوره « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ » را تا آخر نازل كرد « 6 » .

--> ( 1 ) در جاهليت كسى را ابتر مىخواندند كه اولاد نداشت . ( 2 ) كوثر : خير كثير و از جمله كثرت اولاد است . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 445 . ( 4 ) اسباب النزول ، ص 813 . ( 5 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 37 . ( 6 ) اسباب النزول ، ص 816 .